بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الذی خَصّنا بِکَرامَته بإقامۀِ العزاء و إدماء الدِماء علی حَبیبه و قَتیله الحسینِ بنِ علی علیهما السلام و جَعلنا مِنَ المُقربین بِنفسِه باِظهارِ المحبۀ و العشق لِاولیائه علیهم السلام و الصلوۀ و السلام علی خاتم الانبیا و المُرسلین و شَفیع البکّائین و ناصِر المَهمومین لِولده الحسین، محمدِ المصطفی صلی الله علیه و آله و علی أهل بیته الاخیار الذین سَفَکَ دَمَهم و غَصَبَ حقَّهم و هَتَکَ عِرضَهم سیّما المظلوم المحروم المقتول بِکربلا و حاملِ نَهایَۀِ البَلاء و شِدَّۀِ البَلوی، سَیّد النشأتین و مَولی الکونین، اباعبدالله الحسین علیه السلام و أصحابه الذین بَذَلَ مُهجَتهَم فیه، سیّما ساقی العُطاشا حافظِ السَبایا أبی الفضل العبّاس علیه السلام و لعنۀ الله علی اعدائهم و مُنکری فَضائلهم و مُخالفی عَزائهم و بُکاءهم و مُخَرِّبی شَعائرهم و شریعتهم الی یوم القیامۀ
اربعین روز تجلی معشوق بر عاشق
با وجودی که زبان و بیان عاجز است از اینکه در مورد اربعین، بخصوص اربعین سالار شهیدان علیهالسلام سخنی بگوید امّا به جهت عرض ادب و ارادت محضر آن سلطان اقلیم وجود و توسل به ساحت مقدسش با بضاعت ناچیز از آن درگاه پرجاه طلب مدد نموده، تا اینکه مطالبی مختصر جهت تقرّب و آگاهی دلهای جویندگان حقیقت و مشتاقان ملاقات حضرت سلطان عشق أباعبدالله الحسین علیهالسلام تقدیم گردد.
أربعین شدت کمال و روز رسیدن به کمال در وصال اهل بیتی محنت کشیده به قبور قربانیان سر از تن جدا.
أربعین روز اتمام میقات سالکان الی الله به اشک و سوز و بی تابی در عزای شاه نینوا.
أربعین روز ظهور حقیقت ایمانِ به زیارت مقدس سیّدالشهدا علیهالسلام.
أربعین مهبط و منزل تمام مصائب به رجوع ام المصائب در کربلا.
أربعین روز تجلی حقیقت سجده به سجود سیدالساجدین بر تربتِ آن قتیلِ مُقطَّع الاعضاء.
..... این روز، روزی است که عشاق لقاء حسینی و سوختگان عزای زینبی باید به اظهار عشق؛ در معشوق فانی شوند تا بتوانند با چشم معشوق، معشوق را ناظر و زائر باشند.
قَالَ مَوْلَانَا الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيِّ علیهما السلام وَ مِن عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ: زِيَارَةُ الحسین فی الْأَرْبَعِينَ
امام حسن عسکری علیهالسلام فرمودند: و از علامت های مؤمن زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام در اربعین است.
از آنجا که حقیقت زیارت، حضور زائر نزد مَزور[زیارت شونده] است و این حضور مگر به اشک و ناله و عزاداری در مصائب آن شاه مظلوم -که این حقیقت ایمان است- ، محقق نمی گردد پس آنچه در ابتدا باید دانسته شود این است که کلمۀ ((أربعین)) به چه معنایی می باشد؟ و چه خصوصیتی دارد که فرموده اند زیارت در اربعین از علامات مؤمن است؟
اربعین، اسمی برای مرتبه ای از اعداد می باشد که در فارسی ((چهل)) ترجمه می گردد. ونیز قابل ذکر است که از میان اعداد، اعدادی چون ده، هفتاد و صد دارای خاصیتی ممتاز می باشند و از آن جمله، عدد چهل است و مشهور است که عدد اربعین (چهل) عدد کاملی است و البته باید توجه داشت که این کمال، محدود نمی باشد به این معنا که، کمالِ آن به جهت بی حدی از حقیقت علّو کیفی تا مراتب کمّی را فرا گرفته است. در این مقام است که خواجۀ شیراز در توصیف اخلاص و رسیدن به شراب محبّت وکامل گردیدن آن در اربعین، به مشتاقان آن حقیقت چنین می گوید:
سحرگه رهروی در سرزمینی همی گفت این معمّا با قرینی
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف که در شیشه بر آرد اربعینی
در راستای همین حقیقت شواهد زیادی در آیات الهی و روایات اهل بیت علیهالسلام مشهود است که به برخی از آنها اشاره کوتاهی می گردد:
1- در حدیث قدسی است که: إنّی خمّرت طینۀ آدم بیدیّ أربعین صباحاً[2]
بدرستیکه من گِل آدم علیهالسلام را چهل صبح، با دو دستم سرشتم.
پس حضرت آدم ابوالبشر- که انسان کامل است- چهل صبح، طینتش به دو دست جلال و جمال الهی یعنی حضرت ید الله الباسطه، عین الکمال و کمال العین؛ امیرالمؤمنین علیهالسلام سرشته شده است، که فرمودند: أنا ید الله الباسطه[3].
2-مراحل پیدایش انسان پنج مرحله است؛ که عبارتند از: نطفه، عَلَقه، مُضقه، عِظام و لحم، که هرکدام از اینها در چهل روز کامل می شوند: قال الرضا علیهالسلام: انًّ الله تبارک و تعالی قدر الخلق الإنسان فصیَّرالنطفۀُ أربعین یوماًو ...«امام رضا علیه السلام فرمودند : بدرستیکه خداوند زمانی که خلقت انسان را اراده کرد، پس سیر تکاملی آن را چهل روز قرار داد» [4].
3- مراتب موجودات به طور کلی چهل مرتبه است، که مجموع این چهل مرتبۀ کلی مَجلا(محل ظهور) و مَظهر حقیقت محمدی صلی الله علیه وآله است[5].
4- حضرت خاتم الانبیا صلی الله علیه وآله که حقیقت کمال می باشند، در ظاهر هم، در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند.
5-عقلها در چهل سالگی کامل می گردند [6].
6- حضرت آدم ابوالبشر در کوه صفا، چهل روز، گریه نمود تا توبه اش پذیرفتۀ حقتعالی گردید[7].
7- در روایاتِ مخصوصِ بی تابی و گریه بر اباعبدالله الحسین علیهالسلام آمده است که؛ خورشید، آسمان، زمین، دریاها، کوهها و ملائکه، هرکدام به نوعی چهل صبح، بر سیّدالشّهداء علیهالسلام گریه کردند[8].
8- اهل ریاضت حقیقی در سیر و سلوکشان اربعین می گیرند(چله نشینی می کنند) و در چهل روز، به ذکرهای معینی مشغول میگردند[9]، که در همین راستا، حدیثی از حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علیهالسلام است که: مَن اخلص لله اربعین صباحاً جَرت ینابیعُ الحکمۀ مِن قلبه علی لسانه[10]: هر کس چهل صبح خود را برای حق تعالی خالص گرداند، خداوند از قلب او سرچشمه های حکمت را بر زبانش جاری می سازد[ قابل توجه که خلوص جز به محبت و معرفت صاحب این کلام و اولاد معصومش علیهم السلام حاصل نمی گردد]
9- در روایت معصومین علیهالسلام بسیار تأکید شده است بر این که چهل حدیث از اهلالبیت علیهم السلام حفظ کنید، که هر کس چهل حدیث حفظ کند، با انبیاء و صدقین و شهداء و صالحین می بوده باشد. و از آن جمله روایات، کلام حضرت صادق علیهالسلام است ،که می فرمایند: مَن حَفظ مِن أحادیثنا أربعین حدیثاً
بَعَثَهُ الله یَوم القیامۀ فقیهاً عالماً [11]. حضرت صادق علیهالسلام می فرماید: هرکس چهل حدیث از احادیث ما را حفظ کندخداوند او را روز قیامت به صورت فقیه و عالم محشور می کند.
10- میقاتِ (منزل تقرب و ملاقات الهی)حضرت موسی کلیم الله علیهالسلام در کوه طور چهل شب بوده است.
خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید به این حقیقت این گونه اشاره می فرمایند: (وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَة وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين [12]
ترجمه: و ما برای موسی، سی شب وعده و قرار نهادیم و چون پایان یافت ده شب دیگر بر آن افزودیم تا آنکه زمان وعده به چهل شب تمام شود، و موسی به برادرش هارون گفت: اکنون تو پیشوای قوم و جانشین من باش و راه صلاح پیش گیر و پیرو راه اهل فساد مباش. و چون موسی[با هفتاد نفر بزرگان برگزیدۀ قومش] در آن وقت معین به وعده گاه ما آمد و پروردگارش با او تکلم کرد. موسی عرضه داشت ای پروردگار من، خود را به من نمایان کن تا مشاهده ات کنم، در پاسخ او فرمود: تو تا أبد مرا نخواهی دید، اما به سوی کوه نظر کن که اگر کوه را سر جای خود استوار دیدی مرا نیز خواهی دید. پس آنگاه که پروردگارش برکوه تجلی کرد، کوه را متلاشی کرد. و موسی بیهوش افتاد و آن زمان که بهوش آمد عرضه داشت: تو منزه و مقدس هستی و بدرگاهت توبه نمودم و در این حال من اوّل کسی هستم که ایمان دارم.
.
.
.
در اینجا مناسب است کلام را از همین آیۀ شریفه آغاز نماییم:
اتمام و کمال میقات سالکین الی الله -یعنی رؤیت و لقای الهی- که، فوق تمام کمالات است، به اربعین حاصل می شود و از همین حقیقت است که برتری عدد چهل معلوم میگردد. حقیقت اربعین که همان مقصد ومیقات سالک است این است که سالک باید در این اربعین و گذراندن آن به جایی برسد که چیزی از خود – حتی عنوان سیر و سلوک- باقی نگذارد که از این مقام نزد عرفا تعبیر می شود به "فناء عن الفناء" و در آیۀ شریفه با کلمۀ«دکاًّ» به آن اشارۀ ظریفی شده است و این به آن معناست که باید سالک مُتُفَتِت(نیست ومتلاشی) گردد یعنی آن خودیت و نفس خود که همان خصوصیات سختیِ مقابله ای است که در آیه از آن تعبیر به «جَبَل» شده است؛ را، در راه معشوق خرد و متلاشی نماید. و به تعبیری،آن إنانیت نفسانی(خودیت) را تماماً ذبح کند چنان که حتی به عنوان سالک چیزی نماند تا در این هنگام از تجلی معشوق بر عاشق، عاشق در معشوق فانی گردد و عاشق از چشم معشوق ناظر و زائر معشوق باشد، که حقیقت رؤیت ولقاء الهی بر هر کس، در این مقام حاصل است و لذا حقیقت زیارت و عشق و رؤیت و وصل و لقاء در این وحدت حقیقیِ عاشق و معشوق، ناظر و مَنظور و زائر و مَزور، محقق میگردد و از طرفی این همان حقیقت توبه و برگشت به مبداء اعلی (خداوند تبارک وتعالی) است که با گریه و اِنابه همراه است.
در این مقام بود که حضرت موسی عرضه داشت «سبحانک تُبتُ الیک: ای پروردگارمن تو منزه از هر حدّی هستی و من به سوی تو توبه می کنم» که این خود اشاره به آیۀ دیگری دارد که خداوند تبارک وتعالی می فرمایند:«وإذا تُتلی عَلیهم آیاتُ الرَّحمن خَرّوا سُجّداً و بُکیّاً [13]: و زمانی که آیات الهی بر آنها تلاوت شد به حال سجده و غرق در گریه با صورت بر زمین افتادند»
که حقیقت توبه در این حالت عظمی یعنی تلاقیِ سجده و گریه و خضوع و به خاک افتادن حاصل است و اصلاً برگشت و توبه به سوی حضرت معشوق چیزی جز این حال-فرو ریختن خود در مقابل جمال معشوق- نیست.
برقی که بر دلت زد و دل ، بی قرار شد آن برق را در اشک چو باران خویش جوی
و اینجاست که مؤمن در حقیقت ایمان قرار می گیرد، چرا که ایمانِ مؤمن همان خضوع و خشوعِ او نسبت به آن کسی است که به او ایمان دارد و لذا در این مقام که حضرت موسی علیهالسلام به آن زیارت حقیقی، یعنی رؤیت جمال وجه الله الاعظم و لقاء تجلی اعظم الهی؛ حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام، نائل گردید ، عرضه داشت:«أنا أوّل المؤمنین: من اول مؤمن هستم» و این همان سرّ کلام والای حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام است که فرمودند: «و مِن علامات المؤمن زیارتُ الحسین فی الاربعین: از علامتهای مؤمن زیارت امام حسین علیهالسلام در اربعین است».
حق بین نظری باید تا روی مرا بیند چشمی که بود خود بین، کی روی خدا بیند
دل آینه او شد ،کو تشنه دیداری تا همچو کلیم اللّه، بر طور، لقا بیند
از مشرق دیدارش ،آن را که بود دیده انوار تجلّی را ، پیوسته چو ما بیند
آن را که چو ما سینه ، صافی شد از آلایش د رجام دل از مهرش، چون صبح ،صفا بیند
وصف رخ چون ماهت، «اللّهُ جمیل» آمد هر مرده در این معنی،این نکته کجا بیند
شرح ید بیضا را، موسی صفتی باید کو حیّه تسعی را، در دست ، عصا بیند
چون سنبل پر چینش، با برگ گل و نسرین محرم نتواند شد، چشمی که خطا بیند
چون جور پریرویان ، مهر است و وفاداری خرم دل آن عاشق، کز یار، جفا بیند
برای آشکارتر شدن مطلب، سخن را به عبارت دیگری بیان میکنیم:
«اربعین»در حقیقت از ملحقات به جمع است(حاشیه: در ادبیات عرب، بعضی کلمات هستند که بر وزن جمع می آیند، مانند مؤمنون، متّقون. و بعضی دیگر از کلمات، علامت جمع دارند ولی از جنس خود مفرد ندارند. به این گونه کلمات در اصطلاح نحوی، ملحقات به جمع می گویند).
اربعین در اصل و حقیقت، اَربَع (چهار) بوده است و اَربَع اشاره دارد به چهار سفری که بزرگان از عرفا برای سالکین الی الله ذکر نموده اند که مشتاقان عشق و معرفت و طالبین حق و حقیقت با طی این چهار سفر به آن مقامِ فناء حقیقی و لقاء الهی نائل می شوند و به بقای حق باقی می گردند که این مقام، مقصد اعلی و هدفِ عظمای هستی است؛ و این چهار سفر عبارتند از[14]:
1- سفر مِن الخلق الی الحق (سفر از خلق بسوی حق)
2- سفر بالحق فی الحق (سفر بواسطۀ حق در حق)
3- سفر من الحق الی الخلق بالحق (سفر از حق بواسطۀ حق بسوی خلق)
4- سفر من الحق بالحق فی الخلق (سفر از حق بواسطۀ حق در خلق)
در این مقام بزرگان از عرفا و حکما کلامها گفته اند و باید بگویند و بنویسند و مشتاقان بشنوند تا اینکه از سرّ و حقیقت این چهار سفر چیزی آشکار گردد.
امّا چون در این مجمل از بیان تفصیلی آن معذور هستیم به اشاره ای کوتاه کفایت می نماییم:
در تعریف سفر آورده اند؛ سفر و سلوک عبارت است از : حرکت کردن از وطن و یا منزل و طی نمودن مراحل و منازل در نهایت توجه به مقصد و هدفی والا(حاشیه:إنَّ السَفر هُو الحَرکَۀ عَن المُوطن و المُوقف متوجهً الی المَقصد بِطیِّ المَراحل و قَطعِ المَنازل)[15].
کسی که در سیر و سلوک به سوی حق است(سالک الی الله) به طی نمودن این چهار مرحله به اتمام میقات که اربعین است، میرسد و نهایتاً نائل به مقام رؤیت و زیارت و ملاقات معشوق می شود، ولذا تمام این اَسفار اربعه (سفرهای چهارگانه) در جهت ذبح کردن و فرو ریختنِ إنانیت و خودیتِ نفسانیِ سالک می باشد که سالک تا وقتی در خودیت نفسانیِ خود باشد به ایصال و وصال محبوب نائل نمی شود، پس با زبان حال باید دائماً این حقیقت را گویا باشد که :
بینی و بینک إنّیٌّ ینازعنی فارفع بلطفک إنیٌّ مِن بینی
بین من وتو إنانیت من مقابله می نماید پس ای محبوب من به لطف بی نهایت خود این خودیت نفسانی مرا از بین بردار.
که اگر این إنانیت برداشته شود، چیزی جز معشوق که همان هویت عاشق است، باقی نمی ماند.
در این ره گر به ترک خود بپویی یقین گردد تو را؛ او تو، تو اویی
و اینجا کاملاً بجاست که به دیدۀ دقت در این دو حدیث تأمل نمود:
*إنَّ لله شَراباً لِأولِیائِه اِذا شَرَبوا سَکَروا وَ اِذا سَکَروا طَرَبوا وَ اِذا طَرَبوا طابوا وَ اِذا طابوا ذابوا وَ اِذا ذابوا خَلَصوا وَ اِذا خَلَصوا طَلَبوا وَ اِذا طَلَبوا وَجَدوا وَ اِذا وَجَدوا وَصَلوا وَ اِذا وَصَلوا اِتَّصَلوا و اذا اِتَّصَلوا لا فَرقَ بَینَهم وَ بَینَ حَبیبِهِم[16]
بدرستیکه برای خداوند تبارک و تعالی شرابی است برای محبان و عاشقان خود که وقتی بنوشند مست شوند و هنگامی که مست گردند، غرق در وجد و طرب می شوند و چون در شادی و طرب آیند، پاک و طاهر شوند و در این حال ذوب و فانی می گردند و زمانی که ذوب گردند خالص شوند و در این خلوص طالب و مشتاق می شوند و وقتی طالب شوند، می یابند و هنگامی که یافتند، وصل می شوند و چون وصل گردند، متصل گشته و دراین حال، بین آنها و معشوقشان فرقی نخواهد بود.
**مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی أحَبَّنی وَ مَن أحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقّتُه و مَن عَشَقّتُه قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فعَلَیَّ دیَتُه و مَن عَلَیَّ دیتُه فأنا دیَتُه[17]
خداوند تبارک و تعالی می فرمایند: هرکس مرا طلب کند، مرا می یابد وآنکه مرا یافت، عارف به من می شود و هر کس عارف به من گردید، مرا دوست خواهد داشت وآنکه محبّ من شد، عاشق من می گردد و چون عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشق او شدم، او را در خود می کشم و آنکه را کشتم، پس، دیۀ او، بر من است و هر کس دیه اش بر من است، من، خود، دیۀ او هستم.
از حدیث قدسی این معنی ببین گر بود در قلب تو نور یقین
هر که جویایم بود یابد مرا هر که یابد نیک بشناسد مرا
هر که بشناسد مرا عاشق شود هر که عاشق گشت معشوقم بود
هر که را عاشق شدم من میکشم هر که را کشتم، دیت من میکشم
هر که را بر من دیت من خود ، دیت زین سمت، شد ربّیت در عبدیت
عاشق رب گشت و رب عاشق شدش کشت او را رب، چو عاشق آمدش
خود، دیت گردد بر او ثارالاه زین بیان، شد ثار او ثارالاه
و این همان مقامی است که از فناء عاشق در معشوق، معشوق، عاشق را برای خود برمی گزیند.
جانا ز میان ما و منی رفت و تویی چون من تو شدم، تو من، مکن ذکر دویی
در قرآن کریم به این چهار سفر الهی چنین اشاره شده است:
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُم: ای کسانی که ایمان آورده اید رکوع و سجود نمایید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار خیر انجام دهید تا اینکه به فلاح و رستگاری برسید و در راه خداوند به تمام معنا جهاد کنید و اوست که در این هنگام شما را برمی گزیند[18]»
که« ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْر» به ترتیب به آن چهار سفر اشاره دارد که تمام اینها همان طی مراحل و گذراندن منازل و رهایی از حجابهای ظلمانی و نورانی است، تا اینکه به مقام «جهاد فی الله» که همان کشته شدن در معشوق است برسد و اینجاست که عاشق، رنگی جز معشوق ندارد، در نتیجه، عاشق برگزیدۀ معشوق می شود (هُوَ اجْتَباكُم) و لذا این چهار سفر که در حقیقت، همان حرکت و سیر محبتی به سوی محبوب است؛ در تمام موجودات عالم ساری و جاری است. به این دلیل که تمام عوالم هستی به سوی مبداء اعلی و سرچشمۀ فیض، براین حرکت و سیر حبّی و عشقی قائم و استوار هستند و صاحب حیاتند.
ترسیم کنندۀ چنین حرکت و سیر حبّی؛ حضرت ابوالأحرار و سلطان العاشقین و غایۀ آمال العارفین اباعبدالله الحسین علیهالسلام می باشند. چون آن چهار سفر الهی در عالم، از سفر و حرکت عاشقانۀ سیّدالشّهداء علیهالسلام با اهل بیت و اصحابشان
از مدینه به کربلا در عاشورا
و از کربلا تا کوفه در اسارت
و از کوفه تا شام در جسارت
و از شام تا کربلا در اربعین
ظاهر می گردد.
از این رو اصحاب سیّدالشّهداء علیهالسلام در این حقیقت بوده اند تا اینکه به مقام انس و وصل و رؤیت محبوب و معاشقه با معشوقشان رسیدند. و این همان حقیقتی است که عارف واصل مرحوم ملا آقا دربندی رضوان الله علیه می فرمایند: که در روز عاشورا سیّدالشهدا علیهالسلام به بالین تمام اصحاب آمدند و اصحاب آن حضرت به جذبۀ جمال معشوقشان جان دادند. و این است آن حقیقت لقاء الهی به ملاقات حجّت خداوند یعنی زیارت سیّدالشّهداء علیهالسلام که این اربعین اصحاب سیّدالشّهداء علیهالسلام می باشد. به این بیان که اولاً سیّدالشّهداء علیهالسلام به وجود مقدّس و شهادت مظلومانه اش ترسیم این حرکت حبّی(اسفار اربعه) می نماید و ثانیاً به مدّ ظلّیِ امام حسین علیهالسلام(=استمرار نوری و وجودی آن حضرت) عشّاق و اصحاب ایشان در چنین حرکتی هستند. بنابراین اولاً برای اباعبدالله حسین علیهالسلام اربعین است چرا که آن که مبداء و ترسیم کننده است، خودش تمام مراتب را دارا است. وگرنه
ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش
و ثانیاً برای اهل بیت و اصحابش-که واصل به آن حضرتند- اربعین هست. و از جذبه و شور و فیض این حرکتِ عظمی است، که تمام عوالم (اعمّ از لاهوت و جبروت و ملکوت و ناسوت«که ناسوت اعمّ از جوهر و عَرَض») در حرکت و حیات می باشند.
و در این میان آنکه مَظهر و مُظهر حقیقی سلوک عاشقانه وعاشقِ مطلق حضرت اباعبدالله علیهالسلام می باشد و این سیر الهی را در تمام عوالم هستی ظاهر می کند، حضرت شریکۀ الحسین ، اُختُ الحسین، عالمۀ غیر معلّمۀ، اُم المصائب زینب کبری سلام الله علیها می باشند.
و از این روست که حضرتش در تمام این سفر همراه برادر در حرکت بودند.
در این مقام حضرت زینب سلام الله علیها روز عاشورا در کربلا در نهایت عشق و وصال با برادرش حسین علیهالسلام وداع نموده و در فراق آن حضرت درآمده و در سفر، از کربلا تا به کوفه، و از کوفه تا به شام، بر این فراق در شدّت بی قراری و بی تابی نسبت به محبوب، صبر نموده است، چنان صبری که در طی این راه، چهل منزل، سر معشوق را بر روی نیزه نظر کرده و جان داده و در متن چنین شور و جذبۀ وحدتیِ عشقی، سرِ معشوق نیز بر نیزه، عاشق را نظر می نماید و در ناله بر عاشق خود بر آمده، تا در این معاشقۀ عاشق و معشوق آن فراقِ از وصال، به وصال منتهی شد؛ در آن زمان که اهل بیت امام حسین علیهم السلام از شام به کربلا رجوع کردند و تمام آن مصیبت دیدگان و محنت کشیدگان بر سر مزارهای عزیزانشان رفتند و تنها در این میان حضرت زینب سلام الله علیها بدنبال گم شده و معشوق خود بودند تا این که بر سر قبر سیّدالشّهداء علیهالسلام رسیده و خود را بر قبر آن حضرت انداختند و در این حال که، «خَرّوا سُجّداً و بُکیّاً:به حال سجده و غرق در گریه، با صورت بر خاک افتاد» بر معشوق رجوع کرده و به این حقیقت ظاهر گردیده، که«تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين:به سوی تو بازگشتم و من اول مؤمنم». و در این حقیقتایمان، از شدت سوز و حزن درون، بی تابی نموده و گریبان چاک زدند و در نهایت عزا و خشیّت بر روی تربت برادر غش نمودند«و جَعَلََه دَکّاً: آتشفشان غمهای زینبی فوران کرد» که این غایت سلوک و منتهای سیر عشقی است که عاشق(حضرت زینب سلام الله علیها) خود را برتربت معشوق(امام حسین علیهالسلام) بیاندازد و بر او ناله و گریه کند و گریبان چاک زند و جان تسلیم معشوق سازد که « مَن عَشَقَنی عَشَقّتُه و مَن عَشَقّتُه قَتَلتُهُ »، و لذا در مقاتل است که حضرتش را با ضرب تازیانه و کعب نی از برادر جدا ساختند و بین آن عاشق و معشوقی که جدایی نیست؛ جدایی انداختند و اینجا است که آن ملعونین به لعن الهی ملعون می شوند. آری! هر کس میان چنین عاشق و معشوقی که جدا شدنی نیستند و در غیریّت با هم نمی آیند را جدا کند، ملعون است«و لعن الله امۀ قتلتکم: و خداوند آن گروهی که شما را کشتند لعنت کند»
و این است آن حقیقت اتمام میقات و زیارت اربعین که هیچ کسی مانند حضرت زینب سلام الله علیها زائر سیّدالشهدا علیهالسلام نبوده است و نخواهد بود. به همین جهت، اربعین حقیقی و حقیقت زیارت اربعین برای سالکان و عارفان یعنی عزاداران امام حسین علیهالسلام، در چنین روزی می باشد به این گونه که باید در جهت اقتداء به آن بانوی محنت کشیده، با ناله و اشک و عزاداری، جان به جانان تسلیم کنند و فانی و کشتۀ درحضرت قتیل الله و ابن قتیله حسین بن علی علیهالسلام شوندکه : «قال امیرالمؤمنین علیهالسلام: طوبی لِاهل وِلایَتی اَلذینَ یُقتَلون فیَّ: خوشا بر حال اهل ولایت من! آنها کسانی هستند که خود را در من می کُشند[19]»، تا در این روز حقیقتاً از زائران آن حضرت قرار گیرند و به این زیارت، مؤمن حقیقی گردند و نهایتاً وجودشان به سوز و اشک و بی تابی و جان فشانی، گویای این کلام باشد: « تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين»
هیچ کس را تا نگردد او فنا نیست ره در بارگاه کبریا
سالکان دانند در میدان درد تا فناء عشق ، با ایشان چه کرد
و اینجاست که عزاداران از این فناء حبّی در معشوق-که همان عزاداری بی حد است- به بقاء حضرت معشوقِ مطلق، باقی هستند که فرمود:« مَن عَشَقَنی عَشَقّتُه و مَن عَشَقّتُه قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فعَلَیَّ دیَتُه و مَن عَلَیَّ دیتُه فأنا دیَتُه ».
پس؛
وضو ز اشک بساز و نماز کن به نیاز خراب و مست شو ای جان ز باده ازلی
تا اینکه :
چون طالب و مطلوب و طلب هر سه یکی شد هنگام وصال است که این، سیر تمام است
.
.
.
و بعد از این، از باب اینکه پیغمبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرموده اند: مَن حفظ من أمتی أربعین حدیثاً کنتُ له شفیعاً یوم القیامۀ
هر کس از امت من چهل حدیث حفظ کند [با جان و دل فرا گیرد]من روز قیامت شفیع او هستم.
و به امید اینکه مورد شفاعت مطلقه اباعبدالله الحسین علیه السلام قرار گیریم و از عنایات و الطاف بی حدّ و حصرِ منتقم آن حضرت یعنی بقیۀ الله الاعظم حجۀ بن الحسن العسکری ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف بی نصیب نمانیم، در عظمت و فضیلت گریه کردن و عزاداری بر سیدالشهداء علیه السلام چهل حدیث ذکر می کنیم.
باشد که با نظر کریمانه حضرت صدیقه کبری فاطمه الزهرا سلام الله علیها این چکامه در جهت تقرب مؤمنان و بیداری غافلان موثر واقع گردد و موجب رضایت قلب محزون آن خاتون عظمای قیامت و ملیکه مُلک شفاعت سرّ نبوت و ولایت قرار گیرد.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک
1- بحارالانوار ج95 ص348
2- مرصاد العباد ص65 و 211
3- مستدرک سفینه البحار ج2/ص 323
4- علل الشرایع ج 2/ص45
5- کلام بعضی از بزرگان از عرفا سید حیدر عاملی
6- خصال ص 545
7- بر گرفته شده از تفاسیری همچون تفسیر مَنهج الصادقین
8- بحار الانوار ج 45/ص206
9- برگرفته شده از کتاب سیر و سلوک بحر العلوم
10- احیاء العلوم ج4/ص376
11- اصول کافی ج1/صفحه50
12- اعراف آیه 142و143
13- مریم آیه 8
14- أسفار أربعه صدر المتألهین ج1/ص41
15- أسفار أربعه صدر المتألهین ج1/ص39
16- الذریعه ج19/ص184و کلمات مکنونه حکیم فیض کاشانی ص 79
17- کلمات مکنونه ص 80
18- حج آیه77
19- مجمع النورین ص 34
شیعیان در راه ما بذل جان و مال میکنند:
حدیث اول: قال امیرالمؤمنین علیه السلام: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ فَاخْتَارَنَا وَ اخْتَارَ لَنَا شِيعَةً يَنْصُرُونَنَا وَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَ يَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَنْفُسَهُمْ فِينَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ إِلَيْنَا و قال: كُلُّ عَيْنٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بَاكِيَةٌ وَ كُلُّ عَيْنٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ سَاهِرَةٌ إِلَّا عَيْنٌ مَنِ اخْتَصَّهُ اللَّهُ بِكَرَامَتِهِ وَ بَكَى عَلَى مَا يَنْتَهِكُ مِنَ الْحُسَيْنِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صلوات الله و سلامه علیه.
امیرالمؤمنین علیهالسلام می فرمایند: خداوند تبارک و تعالی بر زمین طلوع (اشراق) نمود و سپس ما را اختیار کرد و برای ما شیعیانی اختیار نمود که ما را یاری میکنند و به شادی ما شاد و مسرور میشوند و به اندوه و حزن ما، محزون و اندوهناک میشوند و مالها و جانهای[خونها] خود را، در راه ما بذل میکنند، اینها از ما هستند و به سوی ما خواهند بود، فرمودند: هر چشمی در قیامت گریان و بیقرار است، مگر چشمی که خدا آن را به کرامت خود اختصاص داده باشد، تا به جهت مصیبتها و بیاحترامیهایی که نسبت به امام حسین و اهلبیت پیغمبر علیهم السلام وارد شده است، بگرید[کرامت حق همان گریستن بر اباعبدالله الحسین علیهالسلام است].
بحار الانوار/ج10/ص103
حدیث دوم: قال الصادق علیهالسلام: رَحِمَ اللهُ شیعتَنا إنهم اُوذوا فینا و لَم نُؤذَ فیهِم شیعتُنا مِنّا قَد خُلِقوا مِن فاضِل طینَتِنا و عُجِنوا بِماء وِلایتنا رَضوا بِنا ائمّۀً وَ رَضینا بِهم شیعَۀ یُصیبَهم مُصابنا و یَبکیَهُم أوصابَنا و یَحزُنهم حُزنَنا و یَسُرُّهم سُرورَنا وَ نحن أیضاً نتّألّم لتألّمِهم و نَطَّلَعَ الی اَحوالِهم فَهم مَعَنا لا یُفرِّقونا وَ لا نُفارَقهم لانَّ مَرجَعَ العَبد الی سَیّده و مُعوِّله الی مَولاه فهم یَهجرون مَن عادانا و یَجهرون بِمَدح مَن والانا و یُباعِدون مَن آذانا، الّلهم أحیِ شیعتُنا فی دولَتِنا وَ أبقِهم فی مُلکنا و مَملِکتِنا اللّهم اِنَّ شیعتَنا مِنّا و مُضافین اِلینا فَمَن ذَکرَ مُصابَنا و بَکی لِاَجلِنا إستَحیَ الله أن یُعذِّبَهُ بِالنّار.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: خدا شیعیان ما را رحمت کند که ایشان در راه ما اذیت میشوند و ما به خاطر ایشان اذیت نکشیدهایم. شیعیان ما، از ما هستند و از زیادی طینت ما آفریده شده اند و به آب ولایت ما عجین شده اند و راضی و خشنود شدهاند که ما امام آنها باشیم، و ما نیز راضی شدیم که اینها شیعیان ما باشند. مصیبتهای ما بر ایشان مصیبت است و بر غم و غصه هایی که بر ما وارد شده است، می گریند و از اندوهناک شدن ما حزین میشوند و در شادی ما شاد میگردند و ما نیز از دردهایی که به آنها وارد میشود، دردمند میشویم و از احوال آنها خبر داریم، پس اینها با ما هستند و از ما جدا نمیشوند و ما هم از ایشان جدا نمیشویم، زیرا که بازگشت بنده به سوی آقای اوست و اعتماد و تکیهگاه او، مولای او می باشد، پس ایشان از دشمنان ما بیزاری میجویند و دوستان ما را آشکارا مدح میکنند و از کسانی که ما را آزار میدهند، دور میشوند. خدوندا شیعیان ما را زنده بدار و ایشان را در زمان دولت و مملکت ما زنده کن[یعنی زمان قیام و ظهور امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف]. بدرستیکه شیعیان ما از ما هستند و بما تعلقدارند، پس کسی که مصیبتهای ما را یاد کند و برای ما بگرید، خداوند از عذاب کردن او به آتش، حیا میکند.
منتخب طریحی/ص268
گریه کنندگان بر امام حسین علیهالسلام و حوض کوثر:
حدیث سوم: قال الصادق علیه السلام: ُ وَ مَا مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ لَنَا إِلَّا نُعِّمَتْ بِالنَّظَرِ إِلَى الْكَوْثَرِ وَ سُقِيَتْ مِنْهُ مَنْ أَحَبَّنَا فَإِنَّ الشَّارِبَ مِنْهُ لَيُعْطَى مِنَ اللَّذَّةِ وَ الطَّعْمِ وَ الشَّهْوَةِ لَهُ أَكْثَرَ مِمَّا يُعْطَاهُ مَنْ هُوَ دُونَهُ فِي حُبِّنَا.
امام صادق علیهالسلام می فرمایند: هیچ چشمی نیست که برای ما گریه کند مگر آنکه به نعمت نظر کردن به حوض کوثر پاداش داده میشود و از آن سیراب میشود. و بدرستیکه هر کس از آب کوثر مینوشد، بالاترین لذت و طعم و شهوت به او عطا میشود، و برای او نسبت به آن که در حبّ ما پایین تر است پاداشی بیشتر میباشد.[بهرۀ دوستان ما از کوثر به میزان محبّتشان نسبت به ما می باشد، یعنی هر که ما را بیشتر دوست داشته باشد بهرۀ او بیشتر است].
بحارالانوار/ج44/ص289
حدیث چهارم: قال رسول الله صلّی الله علیه وآله: إِنَّ اللَّهَ لَيَأْمُرُ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرَّبِينَ أَنْ يَتَلَقَّوْا دُمُوعَهُمُ الْمَصُوبَةَ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ إِلَى الْخُزَّانِ فِي الْجِنَانِ فَيَمْزُجُونَهَا بِمَاءِ الْحَيَوَانِ فَتَزِيدُ عُذُوبَتَهَا وَ طِيبَهَا أَلْفَ ضِعْفِهَا.
پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله فرمودند: خدا فرشتگان مقرّب خود را امر میفرمایند که اشکهای مصیبت زدگان شهادت امام حسین علیهالسلام [یعنی آنهایی که در عزاداری و مصیبت آن حضرت محزون و گریانند]را گرفته و در نزد خزانهدارهای بهشت ببرند تا آن اشکها را با آب حیات بهشتی[آب حوض کوثر] ممزوج سازند تا گوارائی و رایحه خوش آن هزار برابر شود.
تفسیر امام حسن عسکری علیهالسلام/ص369
حدیث پنجم: قال الصادق علیه السلام: وَ إِنَّ الْمُوجَّعَ قَلْبُهُ لَنَا لَيَفْرَحُ يَوْمَ يَرَانَا عِنْدَ مَوْتِهِ فَرْحَةً لَا تَزَالُ تِلْكَ الْفَرْحَةُ فِي قَلْبِهِ حَتَّى يَرِدَ عَلَيْنَا الْحَوْضَ وَ إِنَّ الْكَوْثَرَ لَيَفْرَحُ بِمُحِبِّنَا إِذَا وَرَدَ عَلَيْه...
امام صادق علیهالسلام فرمودند: به تحقیق هر قلبی که به خاطر ما دردمند و رنجور گردید، به هنگام مرگش، چنان شادمان می گردد که شادمانیش تا رسیدن به محضر ما، نزد حوض کوثر ادامه دارد و بدرستیکه حوض کوثر، نسبت به محبّین ما بسیار مشتاق است، در آن هنگام که وارد بر آن شوند.
بحار الانوار/ج44/ص290
این اشک نیست !آب زلال مطهر است این چشم نیست! چشمه ای از حوض کوثر است
ظرف نزول رحمت پروردگار شد چشمی که پای مجلس این روضه ها تر است
چشمی که بیشتر به خودش گریه دیده است فردا کنار فاطمه با آبرو تر است
فرموده است حضرت صادق هر آن کسی گریان جد ما شده با ما برادر است
در جمع و در عبادت و در سجده های شب گریه کن حسین شریک پیمبر است
ما را از این تلاطم دنیا هراس نیست تا کشتی نجات حسینی شناور است
با من لباس نوکریم را کفن کنید نوکر، بهشت هم برود باز نوکر است
این خیمه حسینیه های محرمی چادر نماز خاکی زهرای اطهر است
آن سجده های خونی گودال، گر نبود این قوم، هیچ وقت، نمی شد خدا پرست
ما خشک می شویم ولی بار میدهیم دنیای گریه،مزرعه سبز محشر است
گریه بر امام حسین علیهالسلام سبب آمرزش تمام گناهان
حدیث ششم: قال الرضا علیه السلام: إنَّ یَومَ الحُسَینِ أقرَحَ جُفونَنا و أسبَلَ دُموعَنا و أذَلَّ عَزیَزنا بِکَربٍ و بَلاء وَ أورَثَتنا الکَرب و البَلاء الی یوم الإنقِضاء فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ فَإِنَّ الْبُكَاءَ عَلَيْهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَام.
امام رضا علیهالسلام فرمودند: همانا روز شهادت حسین علیه السلام چشمان ما را مجروح کرده و اشک های ما را جاری ساخته است، و عزیز ما را در کربلا خوار نموده و برایمان تا روز قیامت، اندوه و بلا بر جای گذاشته است. پس بر مثل حسین علیهالسلام واجب است؛ گریه کنندگان، گریه کنند، بدرستیکه گریه بر اباعبدالله الحسین علیهالسلام گناهان بزرگ را محو میسازد.
بحارالانوار/ج44/ص283
باید برای مثل تو گریانمان کنند هم صبح و هم غروب پریشانمان کنند
باید برای مثل تو ابر بهار شد باید برای مثل تو بارانمان کنند
ما آدم توئیم به تو حید چشم تو سجده می آوریم که انسانمان کنند
حدیث هفتم: قال الرضا علیه السلام: يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيرا
امام رضا علیهالسلام فرمودند: ای پسر شبیب اگر آنقدر که اشک چشم تو بر رخسار و گونه هایت جاری شود، بر حسین علیهالسلام گریه کنی، خداوند برای تو، هر گناهی انجام داده باشی می آمرزد؛ خواه کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.
بحار الانوار/ج44/ص286
حدیث هشتم: قال الصادق علیه السلام: مَنْ ذَكَرَنَا أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ دَمْعٌ مِثْلُ جُنَاحِ بَعُوضَةٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: کسی که ما را ذکر کند ، و یا ما نزد او ذکر شویم و در همان حال، قطره اشکی از دو چشمش خارج شود، اگر چه به اندازۀ یک بال مگس باشد، خداوند تمام گناهانش را می آمرزد؛ حتی اگر پناهان او به اندازۀ کف دریاها باشد.
بحارالانوار/ج44/ص278
حدیث نهم: عن عبدالله بن بکیر قال: حَجَجتُ مع ابی عبدالله علیه السلام، فَقلت: فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَوْ نُبِشَ قَبْرُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع هَلْ كَانَ يُصَابُ فِي قَبْرِهِ شَيْءٌ فَقَالَ يَا ابْنَ بُكَيْرٍ مَا أَعْظَمَ مَسَائِلَكَ إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ علیه السلام مَعَ أَبِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ فِي مَنْزِلِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَعَهُ يُرْزَقُونَ وَ يُحْبَرُونَ وَ إِنَّهُ لَعِنَ يَمِينِ الْعَرْشِ مُتَعَلِّقٌ بِهِ يَقُولُ يَا رَبِّ أَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي وَ إِنَّهُ لَيَنْظُرَ إِلَى زُوَّارِهِ فَهُوَ أَعْرَفُ بِهِمْ وَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ مَا فِي رِحَالِهِمْ مِنْ أَحَدِهِمْ بِوُلْدِهِ وَ إِنَّهُ لَيَنْظُرَ إِلَى مَنْ يَبْكِيهِ فَيَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ يَسْأَلُ أَبَاهُ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ وَ يَقُولُ أَيُّهَا الْبَاكِي لَوْ عَلِمْتَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَكَ لَفَرِحْتَ أَكْثَرَ مِمَّا حَزِنْتَ وَ إِنَّهُ لَيَسْتَغْفِرُ لَهُ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ وَ خَطِيئَةٍ.
عبدالهذ بن بکیر گفت: با امام صادق علیهالسلام در حال حج بودم، عرضه داشتم ای پسر رسول خدا، اگر قبر حسین بن علی علیهالسلام نبش شود، آیا در قبر او به چیزی برخورد میشود؟ حضرت فرمودند: ای عبدالهی، چقدر سوالهای تو با عظمت است، هر آینه حسین بن علی علیهالسلام با پدر و مادر و برادرش در منزل رسول خدا صلّی الله علیه وآله می باشد و آنها با حسین علیهالسلام روزی داده میشوند و در سُرورند. و او در طرف راست عرش قرار دارد و می فرماید: ای پروردگار من برای من، آنچه را که به من وعده داده ای، وفا کن، و او به سوی زوّار خود، نظر میکند در حالی که به آنها و نام هایشان و نام پدرانشان و توشۀ آنها از خود آنها نسبت به فرزندانشان آشناتر است. و به درستی که حسین علیهالسلام به سوی کسی که در حال گریه برایش هست، نظر میکند و برای او طلب آمرزش مینماید. و از پدرش هم طلب آمرزش برای او میکند، و میفرماید: «ای گریه کننده! اگر میدانستی، خدا چه چیز برای تو مهیا کرده است، هر آینه بیشتر از آنکه محزون شدی، شاد و خرسند میشدی.» و آن حضرت برای او از هر گناه و معصیتی که کرده، طلب آمرزش میکند.
بحارالانوار/ج44/ص292
ای دل! ز سوز گریه ، جگر را کباب کن یاد از حسین تشنه به چشم پر آب کن
تن، خاک کن به مهر حسین و ،به باد ده هر ذرّه، خاک را شرف آفتاب کن
در ظلمتیم، یا علی! از پرده رخ نمای آب حیات ما شو وکشف حجاب کن
شیر حقی و ، کار تو بر خواهش حق است ای شیر حق !به خواهش این خون ،شتاب کن
دست قضا ، رکاب مه نو گرفته است ای شهسوار معرکه پا در رکاب کن
بشکن در فلک، که به آل تو در ببست خیبر گشاست دست تو ، این فتح، باب کن
شیر فلک که قصد جگر گوشه تو کرد بر آتش غضب ، جگر او کباب کن
آبی که دور شد ز حسین، از تبش بسوز سر تاسرش در آبله، غرق از حباب کن
خاکی که خورد خون حسین ، از سیه دلی زان خون گرم چون مس سرخش، مذاب کن
نرگس که بی گل رخ او، چشم کرد باز بازش به خوابگاه عدم، مست خواب کن
بی روی اوست خنده گل، سرد اگر کند سر تا قدم ز گریه گرمش ،گلاب کن
شاها ! موافقان که جگر تشنه غمند سیر از شراب خلد –چه شیخ و چه شاب -کن
بهشت جایگاه گریه کنندگان بر حسین علیهالسلام
حدیث دهم: قال الرضا علیه السلام: يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
امام رضا علیهالسلام فرمودند: ای پسر شبیب اگر این که با ما اهلبیت علیهمالسلام در درجات ما، در بهشت باشی تو را مسرور و شاد میکند، پس به حزن و اندوه ما محزون و غمگین شو و در خوشحالی ما شادی کن و بر تو باد، تعظیم ولایت ما. پس بدان اگر مردی به سنگی اظهار دوستی کند، خداوند در قیامت او را با آن سنگ محشور میکند[کسی که محب اهلبیت علیهم السلام می باشد، با آن حضرات محشور میشود].
بحارالانوار/ج44/ص286
حدیث یازدهم: قال جعفربن محمد علیهما السلام یقول: مَنْ دَمَعَتْ عَيْنُهُ فِينَا دَمْعَةً لِدَمٍ سُفِكَ لَنَا أَوْ حَقٍّ لَنَا نُقِصْنَاهُ أَوْ عِرْضٍ انْتَهِكَ لَنَا أَوْ لِأَحَدٍ مِنْ شِيعَتِنَا بَوَّأَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِهَا فِي الْجَنَّةِ حُقُباً.
حضرت جعفربن محمد علیهالسلام فرمودند: کسی که در راه ما به جهت ریخته شدن خون ما یا غصب شدن حق ما یا هتک حرمت و ناموس و آبروی ما یا یکی از شیعیان ما، اشک چشم او حتّی به اندازه یک قطره جاری شود، خداوند او را در بهشت ابدی جای می دهد.
بحارالانوار/ج44/ص279
حدیث دوازدهم: قال الصادق علیه السلام: يَا أَبَا عُمَارَةَ أَنْشِدْنِي فِي الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ فَأَنْشَدْتُهُ فَبَكَى ثُمَّ أَنْشَدْتُهُ فَبَكَى قَالَ فَوَ اللَّهِ مَا زِلْتُ أُنْشِدُهُ وَ يَبْكِي حَتَّى سَمِعْتُ الْبُكَاءَ مِنَ الدَّارِ قَالَ فَقَالَ يَا اَبَا عُمَارَةَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ شِعْراً فَأَبْكَى خَمْسِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَأَبْكَى ثَلَاثِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَأَبْكَى عِشْرِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَأَبْكَى عَشَرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَأَبْكَى وَاحِداً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَبَكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَتَبَاكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: ای ابا عماره درباره حسین ابن علی علیه السلام شعری بگو؛ من عرض کردم شعر گفته ام. پس حضرت گریه کردند، و باز من شعر گفتم و ایشان گریستند. سپس فرمودند تو رابه خدا قسم دائم شعر بگو ! و گریه نمودند تا اینکه از داخل خانه صدای گریه بلند شد.پس فرمودند ای ابا عماره! کسی که برای حسین بن علی شعر بگوید [یا بخواند] و پنجاه نفر را بگریاند، بهشت برای اوست، و اگر برای آن حضرت شعری بخواند و سی نفر را بگریاند، برای او بهشت است، و اگر برای آن حضرت شعری بگوید و بیست نفر را بگریاند، بهشت برای اوست، و اگر برای امام حسین علیهالسلام شعری گوید و ده نفر را بگریاند، بهشت برای اوست، و اگر درباره آن حضرت شعری بخواند و یک نفر را بگریاند، بهشت برای اوست، و اگر برای آن حضرت شعری گفته و خودش بگرید، بهشت برای اوست، و اگر دربارۀ امام حسین علیهالسلام شعری بخواند و خودش را به حالت گریه درآورد؛ برای او بهشت است.
بحار الانوار/ج44/ص282
حدیث سیزدهم: قال الصادق علیه السلام : ... یا جعفر مَا مِنْ أَحَدٍ قَالَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَبَكَى وَ أَبْكَى بِهِ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ وَ غَفَرَ لَهُ.
امام صادق علیهالسلام می فرمایند: احدی نیست که شعری برای اباعبدالله الحسین علیهالسلام بگوید و گریه کند و دیگران را به واسطۀ آن شعر بگریاند، مگر اینکه که خداوند برای او بهشت را واجب میکند و تمام گناهانش را می بخشد.
بحارالانوار /ج44/ص283
حدیث چهاردهم: روی عن آل رسول علیهم السلام: قالوا مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى فِينَا مِائَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى خَمْسِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى ثَلَاثِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى عِشْرِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى عَشَرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى وَاحِداً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ تَبَاكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ.
از آل پیغمبر علیهم سلام چنین روایت شده است که می فرمایند: کسی که گریه کند و صد نفر را بگریاند، بهشت برای او میباشد و کسی که بگرید و پنجاه نفر را بگریاند ، برای او بهشت است، و کسی که گریه کند و سی نفر را به گریه در آورد، بهشت برای اوست، و کسی که گریان شود و ده نفر را گریان کند، پس برای او بهشت است، و کسی که بگرید و یک نفر را بگریاند، بهشت برای اوست و کسی که خودش را به حالت گریه درآورد، به درستی که بهشت برای اوست.
لهوف سیدبن طاووس/ص10
حدیث پانزدهم: قال الصادق علیه السلام: مَا عَيْنٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ وَ لَا عَبْرَةٌ مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ وَ دَمَعَتْ عَلَيْهِ وَ مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ إِلَّا وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ سلام الله علیها وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ وَ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله وَ أَدَّى حَقَّنَا وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلَّا وَ عَيْنَاهُ بَاكِيَةٌ إِلَّا الْبَاكِينَ عَلَى جَدِّي فَإِنَّهُ يُحْشَرُ وَ عَيْنُهُ قَرِيرَةٌ وَ الْبِشَارَةُ تَلْقَاهُ وَ السُّرُورُ عَلَى وَجْهِهِ وَ الْخَلْقُ فِي الْفَزَعِ وَ هُمْ آمِنُونَ وَ الْخَلْقُ يُعْرَضُونَ وَ هُمْ حُدَّاثُ الْحُسَيْنِ صلوات الله علیه تَحْتَ الْعَرْشِ وَ فِي ظِلِّ الْعَرْشِ لَا يَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ يُقَالُ لَهُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فَيَأْبَوْنَ وَ يَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِيثَه.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هیچ چشمی نزد خداوند از آن چشمی که برای حسین علیهالسلام گریه کند، محبوب تر نیست و هیچ گریهای نزد او از اشکی که بر آن مظلوم جاری شود، محبوبترنیست و هیچ گریه کنندهای بر سیّدالشّهداء علیهالسلام نمیگرید مگر آنکه به وصال حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رسیده و آن بانو را یاری نموده است و نیز به وصال پیغمبر خدا صلیاللهعلیهوآله رسیده است و حق ما اهلبیت علیهم السلام را ادا نموده است و تمام بندگان در روز قیامت گریان اند، به جز گریه کنندگان بر جدم حسین علیهالسلام، که با دیدۀ شاد و روشن در محضر سیّدالشّهداء علیهالسلام محشور میشوند و به آنها دائم بشارت میرسد آن گونه که علامت سرور و بشارت در سیمای آنها آشکار است و این در حالی است که تمام خلق، در بی تابی و حزن و اندوهند، اما گریه کنندگان حسینی در آرامش و امنیت قرار دارند و دیگران به حسابرسی گرفتارند. و گریه کندگان امام حسین علیهالسلام در سایۀ عرش الهی با آن حضرت در حال صحبت میباشند و از بدی حساب نمی هراسند. هر چه به آنها گفته میشود داخل بهشت شوید آنها رضایت نمی دهند و هم نشینی و هم صحبتی با سیّدالشّهداء علیهالسلام را اختیار میکنند.
بحارالانوار/ج44/ص27
هر که بی پروا برای غربت ارباب سوخت پلک چشمانش به وجه فاطمه وا می شود
هر که در بی حدی شور عزایش غرق شد دردو عالم خادم مخصوص زهرا می شود
از غم سلطان عشق و مادر غم ها ی عشق قلب آتش ، سر شکسته ، چشم دریا می شود
ای که می نالی ز درد ظاهر و باطن بدان مرده با نام حسین ، از جای خود پا می شود
آتش جهنم بر گریه کنندگان و عزاداران سیّدالشّهداء علیهالسلام حرام است
حدیث شانزدهم: فقال سبحانه: يَا مُوسَى كَتَبْتُ رَحْمَةً لِتَابِعِيهِ مِن عِبَادِي وَ اعْلَمْ أَنَّهُ مَنْ بَكَى عَلَيْهِ أَوْ أَبْكَى أَوْ تَبَاكَى حَرَّمْتُ جَسَدَهُ عَلَى النَّار.
خداوند تبارک و تعالی به حضرت موسی علیهالسلام می فرماید: برای پیروان تو از بندگان من رحمت قرار داده شده است و بدان، کسی که بر حسین علیهالسلام گریه کند و بگریاند و یا خود را به حالت گریه در آورد، قطعاً من آتش جهنم را بر بدنش حرام کرده ام.
بحارالانوار/ج44/ص308
حدیث هفدهم: قال الصادق علیه السلام مَنْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ حَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَلَى النَّارِ.
امام صادق علیهالسلام می فرمایند: کسی که نزد او ذکر ما شود و چشمانش پر از اشک شود به طوریکه روی گونههایش جاری گردد ، خداوند تبارک و تعالی [به حرمت صورت او] آتش جهنم را بر او حرام میکند.
بحارالانوار/ج44/ص285
حدیث هجدهم: قال باقر علیه السلام: مَا مِنْ رَجُلٍ ذَكَرَنَا أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ يَخْرُجُ مِنْ عَيْنَيْهِ مَاءٌ وَ لَوْ مِثْلُ جَنَاحِ الْبَعُوضَةِ إِلَّا بَنَى اللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ جَعَلَ ذَلِكَ الدَّمْعَ حِجَاباً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّار.
امام باقر علیهالسلام می فرمایند: هرگاه شخصی ذکر ما بنماید و یا نزد او ذکر ما شود و در آن حال از چشم او اشکی - هر چند به مقدار بال مگس- جاری شود ، خداوند خانه ای برای او در بهشت برایش بنا میکند و آن اشک را حجابی میان او و آتش جهنم قرار می دهد.
بحارالانوار/ج36/ص391
حدیث نوزدهم: عن مسمع بن عبدالملک قال لی ابوعبدالله علیه السلام: فی حدیث امّا تذکر ما صنعَ به [بالحسین علیه السلام]؟ قلت بلی، قال: أتجزّع؟ قلتُ بلی، قال: أَ فَمَا تَذْكُرُ مَا صُنِعَ بِهِ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَتَجْزَعُ قُلْتُ إِي وَ اللَّهِ وَ أَسْتَعْبِرُ لِذَلِكَ حَتَّى يَرَى أَهْلِي أَثَرَ ذَلِكَ عَلَيَّ فَأَمْتَنِعُ مِنَ الطَّعَامِ حَتَّى يَسْتَبِينَ ذَلِكَ فِي وَجْهِي قَالَ رَحِمَ اللَّهُ دَمْعَتَكَ أَمَا إِنَّكَ مِنَ الَّذِينَ يُعَدُّونَ فِي أَهْلِ الْجَزَعِ لَنَا وَ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَ يَخَافُونَ لِخَوْفِنَا وَ يَأْمَنُونَ إِذَا أَمِنَّا أَمَا إِنَّكَ سَتَرَى عِنْدَ مَوْتِكَ وَ حُضُورِ آبَائِي لَكَ وَ وَصِيَّتِهِمْ مَلَكَ الْمَوْتِ بِكَ وَ مَا يَلْقَوْنَكَ بِهِ مِنَ الْبِشَارَةِ مَا تَقَرُّ بِهِ عَيْنَكَ قَبْلَ الْمَوْتِ فَمَلَكُ الْمَوْتِ أَرَقُّ عَلَيْكَ وَ أَشَدُّ رَحْمَةً لَكَ مِنَ الْأُمِّ الشَّفِيقَةِ عَلَى وَلَدِهَا [الی أن قال]: َ مَا بَكَى أَحَدٌ رَحْمَةً لَنَا وَ لِمَا لَقِينَا إِلَّا رَحِمَهُ اللَّهُ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ الدَّمْعَةُ مِنْ عَيْنِهِ فَإِذَا سَالَ دُمُوعُهُ عَلَى خَدِّهِ فَلَوْ أَنَّ قَطْرَةً مِنْ دُمُوعِهِ سَقَطَتْ فِي جَهَنَّمَ لَأَطْفَأَتْ حَرَّهَا حَتَّى لَا يُوجَدَ لَهَا حَرّ.
حضرت صادق علیهالسلام به مسمع می فرمایند: ای مسمع! آیا آن ستمها و مصیبتهایی را که بر جدم حسین علیهالسلام رسیده است را به یاد نمی آوری؟ عرض کردم بله بیاد می آورم، حضرت فرمودند: آیا در آن حال جَزَع و فَزَع میکنی[جَزَع و فَزَع : شدّت بی تابی تا جایی که نزدیک است، جان بیرون آید] عرض کردم: بله بخدا قسم. از آنچه که بخاطر خود از مصائب آن حضرت میگذرانم، گریه میکنم و چنان حالتی پیدا میکنم، که اهل و عیال من اثر آن گریه و زاری را در من میبینند به طوریکه خود را از خوردن طعام منع می کنم، تا اینکه آثار گرسنگی در چهرۀ من ظاهر میشود. حضرت فرمودند: ای مسمع خداوند اشک چشم تو را مورد رحمت قرار دهد. و تو در شمار اهل جَزع (بی تابی) برای ما و نیز از آنها که در شادی ما شادمان و در حزن ما محزون میگردند و از آرامش ما در آرامش هستند میباشی. آگاه باش به زودی، ما را می ببینی و در هنگام مرگت، پدران مرا میبینی و مینگری که آنها به آن فرشته ای که جان را میگیرد، توصیه میکنند در حق تو شفقت و مهربانی کند و تو را بشارت دهد، تا چشمان تو روشن شود و این زمان، ملک الموت از یک مادر مهربان به فرزندش، بر تو مهربانتر میگردد. و بعد فرمودند: و هیچ کس از روی رحمت، برای ما گریه نمی کند و ما را ملاقات نمی کند، مگر آنکه قبل از جاری شدن اشک از چشمانش، خداوند او را در رحمت خودش قرار میدهد، پس هنگامی که اشکهایش بر گونه ها جاری شود - حتی به اندازۀ یک قطره - اگر یک قطره از این اشک در جهنم بیفتد، هر آینه آتش جهنم را خاموش میکند، آن گونه که اصلاً اثری از آتش جهنم باقی نماند.
بحارالانوار/ج44/ص290
حضرت زهرا شود هم دم و هم ناله اش هرکه زند ناله در بزم عزای حسین قطره اشکش کند آتش دوزخ خموش هر که کند بی ریا گریه برای حسین
اندوه و حزن بر امام حسین علیهالسلام عبادت است
حدیث بیستم: قال الصادق علیه السلام: نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِيحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَةٌ وَ كِتْمَانُ سِرِّنَا جِهَادٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ يَجِبُ أَنْ يُكْتَبَ هَذَا الْحَدِيثُ بِالذَّهَبِ.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر کس برای ظلمی که به ما وارد شده اندوهگین باشد نَفَسش، تسبیح است و حزنش برای ما عبادت است و نگه داشتن سرّ ما و قرار گرفتن بر آن سرّ، جهاد در راه خدا است. سپس حضرت فرمودند: سزاوار و واجب است که این حدیث با طلا نوشته شود.
بحارالانوار/ج44/ص278
حدیث بیست و یکم: قال الصادق علیه السلام: لکلّ شیءٍ ثواب الّا الدَمعۀَ فینا.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر عبادتی را ثواب محدودی است مگر گریه در مصیبت ما - برای گریستن و عزاداری در مصائب ما و اجر و پاداش آن، حدّی نیست- .
وسائل الشیعه/ج4/ص597
سوز و بی تابی در مصائب سیّدالشّهداء علیهالسلام
حدیث بیست و دوم: قال الصادق علیه السلام: قال کلّ الجَزَع و البُکاء مکروهٌ ما خَلا الجَزع و البُکاء لِقَتل الحُسین علیه السلام.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر گونه بی تابی و گریستن مکروه است، مگر بی تابی نمودن و گریه کردن بر اباعبدالله حسین علیهالسلام.
وسائل الشیعه/ج14/ص506
حدیث بیست و سوم: قال الصادق علیهالسلام: إِنَّ الْبُكَاءَ وَ الْجَزَعَ مَكْرُوهٌ لِلْعَبْدِ فِي كُلِّ مَا جَزِعَ مَا خَلَا الْبُكَاءَ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیهالسلام.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: همانا گریه کردن و بی تابی نمودن برای هر چیزی بر بندگان الهی مکروه است غیر از گریه کردن و بی تابی نمودن بر امام حسین علیهالسلام که اجر الهی برای بندگان، در این گریه و بی تابی کردن در مصیبت امام حسین علیهالسلام می باشد.
وسائل الشیعه/ج14/ص507
حدیث بیست و چهارم: قال الصادق علیهالسلام: و لقد شَقَقن الجُیوب و لَطَمنَ الخُدود الفاطِمیات عَلَی الحسین بن علی علیهالسلام و علی مِثلهِ تُلطَم الخُدود و تُشَّق الجیوب.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: به تحقیق، زنان فاطمی برای حسین بن علی، گریبانهایشان را چاک زدند و بر صورتهایشان لطمه زدند و بر مثل حسین بر صورتها لطمه زده میشود.[لطمه: زدن بر صورت به طوریکه کبود گردد و خون جاری شود]و گریبانها چاک می گردد.
بحارالانوار/ج82/ص106
حدیث بیست و پنجم: سمعتُ اباذر... وَ إِنَّكُمْ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا يَدْخُلُ عَلَى أَهْلِ الْبِحَارَ وَ سُكَّانِ الْجِبَالِ فِي الْغِيَاضِ وَ الْآكَامِ وَ أَهْلِ السَّمَاءِ مِنْ قَتْلِهِ لَبَكِيتُمْ وَ اللَّهِ حَتَّى تَزْهَقَ أَنْفُسُكُم.
حضرت اباذر فرمودند: اگر بدانید از این مصیبت عظمی بر اهل دریاها و سرنشینان کوهها و خشکیها و اهل آسمانها چه گذشته است، به خدا قسم آنقدر گریه می کردید، تا اینکه جانهایتان بیرون آید.
بحار الانوار/ج45/ص219
عاشقان را سرشوریده به پیکر عجب است دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است !
اوفتد گر دلش از دیده به دامن نه عجب دل به برداشتن و دوری دلبر عجب است
تیغ بارد اگر آنجا که بود جلوۀ دوست تن ندادن زوفا در دم خنجر عجب است
تن بی سر ، عجبی نیست گر افتد روی خاک سر سرباز ره عشق به پیکر عجب است
حضرت زهرا سلام الله علیها و پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله شفاعت کنندۀ گریه کنان بر حسین علیهالسلام
حدیث بیست و ششم: لَمَّا أَخْبَرَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله ابْنَتَهُ فَاطِمَةَ بِقَتْلِ وَلَدِهَا الْحُسَيْنِ وَ مَا يَجْرِي عَلَيْهِ مِنَ الْمِحَنِ بَكَتْ فَاطِمَةُ بُكَاءً شَدِيداً وَ قَالَتْ يَا أَبَتِ مَتی يَكُونُ ذَلِكَ قَالَ فِي زَمَانٍ خَالٍ مِنِّي وَ مِنْكِ وَ مِنْ عَلِيٍّ فَاشْتَدَّ بُكَاؤُهَا وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ فَمَنْ يَبْكِي عَلَيْهِ وَ مَنْ يَلْتَزِمُ بِإِقَامَةِ الْعَزَاءِ لَهُ؟ فَقَالَ النَّبِيُّ يَا فَاطِمَةُ إِنَّ نِسَاءَ أُمَّتِي يَبْكُونَ عَلَى نِسَاءِ أَهْلِ بَيْتِي وَ رِجَالَهُمْ يَبْكُونَ عَلَى رِجَالِ أَهْلِ بَيْتِي وَ يُجَدِّدُونَ الْعَزَاءَ جِيلًا بَعْدَ جِيلٍ فِي كُلِّ سَنَةٍ فَإِذَا كَانَ الْقِيَامَةُ تَشْفَعِينَ أَنْتِ لِلنِّسَاءِ وَ أَنَا أَشْفَعُ لِلرِّجَالِ وَ كُلُّ مَنْ بَكَى مِنْهُمْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ أَخَذْنَا بِيَدِهِ وَ أَدْخَلْنَاهُ الْجَنَّةَ يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّةِ.
وقتی پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله دخترش فاطمۀ زهرا سلام الله علیها را از شهادت حسین و مصائبی که بر او وارد میشود، خبر داد، حضرت فاطمه سلام الله علیها سخت گریستند و فرمودند: ای پدر! این حادثه چه زمانی واقع میشود؟ فرمودند:آن هنگام که من و تو و علی علیهالسلام هیچ کدام نیستیم، حضرت زهرا سلام الله علیها گریهشان شدیدتر شد و بسیار گریستند و عرضه داشتند:[پس] ای پدر! چه کسی برای فرزندم گریه میکند و مجلس عزا و مصیبت او را بر پا میکند؟ حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: ای فاطمه بدرستیکه زنان امت من بر زنان اهلبیت من می گریند، و مردان امت من بر مردان اهلبیت من میگریند و عزای فرزند مرا هر سال طایفهای بعد از طایفه و نسل بعد از نسل، اقامه میکنند، پس چون روز قیامت شود تو شفاعت آن زنان را میکنی و من شفیع آن مردان می شوم، و هر کسی که بر حسین علیهالسلام گریه کرده و عزاداری نموده، دستش را می گیرم و در بهشت می آوریم ای فاطمه! چشمان همۀ مردمان، در قیامت گریان است، مگر چشمی که بر حسین گریسته باشد، و به تحقیق، چشمی که بر حسین بگرید، بواسطۀ نعمتهای بهشتی، شادمان است.
بحارالانوار/ج44/ص293
مجالس عزاداری و سوگواری اباعبدالله الحسین علیهالسلام
حدیث بیست و هفتم: قال الصادق علیه السلام َ لِفُضَيْلٍ تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ قَالَ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِنَّ تِلْكَ الْمَجَالِسَ أُحِبُّهَا فَأَحْيُوا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ مَنْ ذَكَرَنَا أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِثْلُ جُنَاحِ الذُّبَابِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ الْبَحْرِ.
امام صادق علیهالسلام به فضیل فرمودند: آیا می نشینید و با هم از ما حدیث می کنید؟ گفتم آری، فدایت شوم، فرمودند: بدرستی و راستی آن مجالس را من دوست دارم، پس، امر ما را زنده بدارید، ای فضیل! خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده بدارد،[یعنی امر ما که عشق و محبت ماست، را با تمام وجود اظهار کند] ای فضیل کسی که ما را یاد کند، یا ما نزد او ذکر شویم، و از چشم او به اندازۀ یک بال پشهای اشک جاری شود، خداوند گناهانش را هرچند زیاد باشد، می بخشد، اگر چه بیشتر از کف دریاها باشد.
بحارالانوار/ج44/ص282
حدیث بیست و هشتم: قال الرضا علیه السلام: َمنْ تَذَكَّرَ مُصَابَنَا وَ بَكَى لِمَا ارْتُكِبَ مِنَّا كَانَ مَعَنَا فِي دَرَجَتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ ذُكِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَكَى وَ أَبْكَى لَمْ تَبْكِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْكِي الْعُيُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيَی فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.
امام رضا علیهالسلام فرمودند: کسی که مصیبتهای ما را یاد کند و برای آنچه که بر ما وارد شده، گریه کند، روز قیامت همراه ما، در درجۀ ما خواهد بود، و کسی که مصیبتهای ما را یاد کند و گریه کند و به گریه درآورد، روزی که همه چشمها گریان است چشمان او گریه نخواهند کرد و کسی که در مجلسی که در آن مجلس امر ما زنده میشود؛ بنشیند، [یعنی مجالسی که در آن مجالس محبّین اهلالبیت علیهم السلام مصائب آن حضرات را ذکر می کنند و گریه و عزاداری می کنند] روزی که دلها و قلبها می میرد، دل و قلب او نمیمیرد.
بحارالانوار/ج44/ص278
مؤمنان گریه کننده بر حسین علیهالسلام هستند
حدیث بیست و نهم: قال اباعبدالله الحسین علیهالسلام: أنا القَتیل العَبرَۀ لا یَذکُرُنی مُؤمِنٌ الّا إستَعبَر.
امام حسین علیهالسلام فرمودند: من کشتۀ اشکم، مؤمنی مرا یاد نمیکند، مگر اینکه اشکش جاری میشود.
عوالم العلوم الامام الحسین/ص536
ای حسینی که عوالم ،همه گریان تو اند همه ی خلق خداوند ،سر خوان تو اند
مجلس روضه تو،روضه رضوان من است کشته اشکی و دل ها پی درمان تو اند
مادرت فاطمه محشر، پی شان می گردد امتی را که به دنیا ،همه گریان تو اند
صلوات خدا بر گریه کنندگان بر حسین علیهالسلام
حدیث سی ام: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ْ أَلَا وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى الْبَاكِينَ عَلَى الْحُسَيْنِ رَحْمَةً وَ شَفَقَةً وَ اللَّاعِنِينَ لِأَعْدَائِهِمْ وَ الْمُمْتَلِئِينَ عَلَيْهِمْ غَيْظاً وَ حَنَقا.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: خداوند از روی رحمت و مهربانی بر گریه کنندگان و عزاداران حسین علیه السلام صلوات و درود می فرستد و همچنین خداوند بر لعنت کنندگان دشمنان ایشان و کسانی که از روی خشم، دائما از دشمنان آن حضرت بیزاری می جویند؛ صلوات و درود می فرستد.
بحارالانوار/ج44/ص306
گریه کردن جمیع خلائق حتی وحوش وطیور
حدیث سی و یکم: قال الصادق علیه السلام: لَمَّا مَضَى، بَكَتْ عَلَيْهِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ مَنْ يَتَقَلَّبُ فِي الْجَنَّةِ وَ النَّارِ مِنْ خَلْقِ رَبِّنَا وَ مَا يُرَى وَ مَا لَا يُرَى بُكَاءً عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِلَّا ثَلَاثَةَ أَشْيَاءَ لَمْ تَبْكِ عَلَيْهِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا هَذِهِ الثَّلَاثَةُ الْأَشْيَاءِ قَالَ لَمْ تَبْكِ عَلَيْهِ الْبَصْرَةُ وَ لَا دِمَشْقُ وَ لَا آلُ عُثْمَان.
حضرت امام صادق علیهالسلام می فرمایند: زمانی که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام شهید شدند برآن حضرت هفت طبقه آسمان و هفت طبقه زمین و آن چه در هفت طبقهی آسمان و زمین و بین آنها هست و آن چه در بهشت و دوزخ است و آنچه از مخلوقات که دیده می شوند و دیده نمی شوند گریه کردند و همه چیز برآن حضرت گریه کرده است مگر سه چیز: بصره و دمشق و آل عثمان [بنی امیه]. [که اینها آن کسانی هستند که در بغض و عداوت آن حضرت اند]
مستدرک الوسائل نوری ج10/ ص314
حدیث سی و دوم: عن میثم تمار: وَ لَقَدْ أَخْبَرَنِي (امیرالمؤمنین علیه السلام) أَنَّهُ يَبْكِي عَلَيْهِ كُلُّ شَيْءٍ حَتَّى الْوُحُوشُ فِي الْفَلَوَاتِ وَ الْحِيّتَانُ فِي الْبَحْرِ وَ الطَّيْرُ فِي السَّمَاءِ وَ يَبْكِي عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ وَ مُؤْمِنُوا الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ وَ جَمِيعُ مَلَائِكَةِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ رِضْوَانُ وَ مَالِكٌ وَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ تَمْطُرُ السَّمَاءُ دَماً وَ رَمَاداً.
حضرت میثم تمار می فرمایند: حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام به من خبر دادند: وقتی حضرت أباعبدالله الحسین علیه السلام به شهادت می رسند، هر چیزی که هست بر آن حضرت گریه میکند، حتی حیواناتی که در خشکی هستند و ماهیان دریاها و پرندگان در آسمان نیز، برآن حضرت گریه میکنند و خورشید و ماه و ستاره ها و آسمان و زمین و تمام مؤمنین؛ از انسانها و أجنِّه و جمیع فرشتگان آسمانی و زمینی و دو ملکِ رضوان و مالک[دو ملکی که کلیددار بهشت و جهنّم اند] و تمام حاملان عرش الهی گریه می کنند و از آسمان برای امام حسین علیهالسلام خون و خاکستر می بارد.
عوالم العلوم الامام الحسین علیهالسلام ص457
در ماتمش کلیم و مسیحا گریستند افزون از آن چه آدم و حوا گریستند
تنها بر او نه جن و ملک نوحه گر شدند مرغ هوا و ماهی دریا گریستند
از اوج عرش تا به حضیض زمین هفت وز سطح خاک تا به ثریا گریستند
زین غم به دیر و صومعه قسیّس و برهمن با رشته صلیب و چلیپا گریستند
از محنتش، چه عامی و عارف چه نیک و بد در ماتمش، چه پیر و چه برنا گریستند
گرگ اجل، چو اکبر یوسف لقا درید آن دم عزیز مصر و زلیخا گریستند
چون شد روانه شاه شهیدان، سوی مصاف اندر قفاش ،عترت طاها گریستند
هم سوز ناله هاش، دل چرخ پیر سوخت هم چشم زخم هاش، بر اعضا گریستند
چون ماند، زیب دامن زهرا به روی خاک آن دم، رسول و حیدر و زهرا گریستند
هم مهر ،منکسف شد و هم ماه،منخسف هم فرقدین و زهره و جوزا گریستند
در قتلگه ز دیدن تن های کشتگان سر ها به روی نیزه اعدا گریستند
از استماع نوحه زینب گریست نوح زان نوحه هود و صالح و یحیی گریستند
حدیث سی و سوم: قال الصادق علیه السلام: يَا زُرَارَةُ إِنَّ السَّمَاءَ بَكَتْ عَلَى الْحُسَيْنِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَكَتْ أَرْبَعِين صَبَاحاً بِالسَّوَادِ وَ إِنَّ الشَّمْسَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالْكُسُوفِ وَ الْحُمْرَةِ وَ إِنَّ الْجِبَالَ تَقَطَّعَتْ وَ انْتَثَرَتْ وَ إِنَّ الْبِحَارَ تَفَجَّرَتْ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً عَلَى الْحُسَيْنِ وَ مَا اخْتَضَبَتْ مِنَّا امْرَأَةٌ وَ لَا ادَّهَنَتْ وَ لَا اكْتَحَلَتْ وَ لَا رَجَّلَتْ حَتَّى أَتَانَا رَأْسُ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ زِيَادٍ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ مَا زِلْنَا فِي عَبْرَةٍ بَعْدَه.
امام الصادق علیهالسلام فرمودند: ای زراره! همانا حقیقتاً آسمان بر حسین بن علی علیهالسلام گریه کرد و گریهاش این بود، که تا چهل صبح، خون بارید و زمین گریه کرد، و گریه اش چهل صبح، سیاه شدن بود و آفتاب بر او چهل صباح، به گرفتگی و سرخ شدن گریست و کوهها پاره پاره و ازهم متلاشی و پراکنده شد و اجزاءِ آن از هم جدا گردید و دریاها به جوش و خروش درآمد و تمام ملائکه تا چهل صبح، برای آن حضرت گریستند و بعد از شهادت آن مظلوم هیچ زنی از خاندان ما حنا نبست و روغن به موی و بدن خود نمالید و سرمه به چشم خود نکشید و خلخال برپای خود نبست تا آن که سَر عبیدالله بن زیاد ملعون را بر ما آوردند و ما بعد از آن پیوسته در گریه هستیم.
بحارالانوار ج45/ص206
حدیث سی و چهارم: قال أبی جعفر علیه السلام: بَكَت الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ وَ الطَّيْرُ وَ الْوَحْشُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیه السلام حَتَّى ذَرَفَتْ دُمُوعُهَا.
حضرت باقر علیهالسلام فرمودند: برای امام حسین (ع) تمام آدمیان و جنّیان و مرغان و حیوانات وحشی گریه کردند تا به حدی که اشکهایشان جاری شد.
بحارالانوار ج5/ص205
تنها نه خاکیان به تو جیحون گریستند در ماتم تو، جّن و ملک خون گریستند
خاکم به سر، بر آر سر از خاک و در نگر تا بر تو آسمان و زمین، چون گریستند
چون سیل خون نشست زمین را ؟ که عرش و فرش از حد ونظم و ضابطه ، بیرون گریستند
تا بر سنان ، سرت سوی گردون بلند شد بر فرشیان ، ملائک گردون گریستند
شد این عزای خاص، چنان عام ، تا به هم هشیار و مست و عاقل و مجنون گریستند
در گریه خیل ماتم و در خنده کوفیان اینها همی به خنده و آنها گریستند
گر فاش می گریست بر او چشم روزگار توفان تازه ای به جهان گشتی آشکار
گریه کردن بر هر چیزی گریه کردن بر امام حسین علیهالسلام
حدیث سی و پنجم: قال الرضا علیه السلام: يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صلوات الله علیهما.
حضرت امام رضا علیهالسلام می فرمایند ای پسر شبیب هر زمان که بر چیزی گریان شدی بر أباعبدالله الحسین علیهالسلام گریه کن[آن ارزش و حسن وجودی هر شیء که بود هر شیء است و باعث این می شود که آن شیء، مورد محبّت نیز، قرار گیرد و همچنین فقدانش باعث حزن و اندوه و گریه می شود، حضرت سیّدالشّهداء علیهالسلام هستند و لذا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرمایند: اگر خواستی بر چیزی گریه کنی –که علت و باعث گریه بر هر چیزی همان حسن و ارزش وجودی اوست- باید بر آن حسن مطلق که حسن تمام اشیاست-ابا عبد الله الحسین علیه السلام- گریه کنی].
بحارالانوار ج44/ص286
.
حدیث سی و ششم: قال أبی جعفر علیه السلام: إذ جاءَ یوم العاشورا: مَن یَندُبُ عَلی الحُسین و یَبکیه و یأمُرُمَن فی دارِه مِمَّن لا یَتَقیه بالبُکاءِ علیه و یقیم فی داره مُصیبَۀ باِظهارِالجَزَع عَلیه ویتَلاقون بالبُکاء بَعضُهم بَعضا فِی البُیوت و لیَعزّ بعضُهم بَعضا بمُصابِ الحسین علیه السلام فأنا ضامِن لَهُم و اذا فَعَلوا ذلک: عَلی اللهِ عزّوجلّ جَمیع الثَّواب[أی]ألفَی ألفِ حِجَّۀ و ألفَی ألفِ عُمرۀ و ألفَی ألفِ غَزوۀ و قُلتُ جُعلتُ فداک و أنتَ الضّامِنُ لهم اذا فَعلوا ذلک. قال أنا الضّامن لهم قال: قلتُ فَکیفَ یُعزّی بَعضُهم بَعضا. قال: یَقولون عَظَّمَ الله أُجورَنا بِمُصابِنا بِالحُسیَن و جَعَلنا وَ إیّاکُم وَ مِنَ الطالبین بِثاره مَعَ وَلیّهِ الاِمامِ المَهدی مِن آل مُحمَّد علیهم السلام.
حضرت باقر علیهالسلام فرمودند: زمانی که روز عاشورا آید، هر کس بر اباعبدالله الحسین علیهالسلام گریه و ندبه کند و کسانی را که در خانه اش هستند- مانند خانواده اش- به بی تابی نمودن بر امام حسین علیهالسلام امر نماید، و عزای آن مظلوم را به ناله و گریه و زاری برپا کند، و در خانه هایشان یکدیگر را در حالت گریه بر آن مظلوم، ملاقات نمایند و به همدیگر در مصیبت سیّد الشّهداء علیه السلام ، تسلیت بگویند من [امام باقر علیهالسلام] ضمانت او را میکنم. و اگر این اعمال را انجام دهند بر خداوند است؛ تمام ثواب ها را به آنها بدهد و برای آنها هزاران هزار حج و هزاران هزار عمره و هزاران هزار جنگ در رکاب پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله، می نویسد پس راوی عرض کرد: فدای شما شوم، شما ضامن هستید؟ فرمودند: بله من ضامن هستم. بعد راوی پرسید: چگونه همدیگر را در مصیبت اباعبدالله علیهالسلام تسلیت دهیم؟ فرمودند: بگویید: خداوند اجر شما را در این مصیبت، بزرگ قرار دهد و شما را از کسانی که خون آن حضرت را همراه با حضرت بقیه الله اعظم عجّل الله تعالی فرجه الشّریف طلب می کنند، قرار دهد.
مستدرک الوسايل نوری ج10/ ص316
افضلیت امت پیغمبر اکرم بر سایر امتها به جهت گریه و عزاداری کردن بر سیّدالشّهداء علیهالسلام
حدیث سی و هفتم: فی مناجات موسی علیهالسلام و قد قال : یا ربِّ لِمَ فَضَّلتَ اُمّۀ محمد صلی الله علیه و آله عَلی سایر الأُمَم فقال الله تعالی :فََضَّلتُهُم لِعَشرِخِصالٍ ،قال موسی: وماتِلکَ الخِصال الَّتی یَعملونها حتّی آمَرَ بنَی اِسرائیل یَعمَلونها ؟قال الله تعالی :الصّلاۀ و الزَّکاۀ و الصُّوم و الحَج و الجهاد.وَ الجُمُعۀ و الجُِماعَۀ و القُرآن و العِلم و العَاشورا. قال موسی علیهالسلام یاربّ و ما العاشوراء؟ قال: البُکاء و التَّباکی عَلی سِبطِ مُحمّدٍ صلّی الله علیه و آله و سلم و المَرثیۀ و العَزاء عَلی مُصیبَۀِ وَلدِ المُصطفی، یا موسی، مامِن عَبدٍ مِن عَبیدی فی ذلِکَ الزَمان، بَکی أوَ تبَاکی وتَعَزَّی عَلی وَلدِ المُصطفی صلی الله علیه و آله الّا وَکانَت لَهُ الجَنَّۀُ ثاِبتاً فیها و مامِن عَبدٍ أنفَقَ مِن ماله فی الدِّرهَم بِسَبعینَ دِرهماً وکانَ مُعافاً فی الجَنَّۀِ وغَفَرَت لَه ذُنوبَه، وعزَّتی وجَلالی، مامِن رَجُلٍ أو اِمرَأۀ سَأل دَمعُ عَینَیهِ فی یَومِ عاشورا و غَیره، قَطرۀً واحِدۀً الّا وَ کُتِبَ لَه أجرُ مِأئۀَ شَهیدٍ.
حضرت موسی در مناجاتش، عرضه داشت ای پروردگار من: امت محمد [پیغمبر آخرالزمان] را به چه چیز بر سایر امت ها فضیلت دادی؟ خداوند فرمود: به ده خصلت: نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، جمعه، جماعت، قرآن، علم و عاشورا. عرضه داشت، پروردگارا، عاشورا چیست؟ حضرت حق فرمود: گریه کردن و خود را به حالت گریه درآوردن و مرثیه خوانی و عزاداری کردن بر فرزند پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ای موسی در این زمان هیچ بنده ای از بندگان من نیست که، در مصیبت حسین علیه السلام فرزند محمد مصطفی صلی الله علیه و آله گریه کند یا خود را به حالت گریه درآورد و عزاداری نماید، مگر اینکه برای او بهشت، ثابت خواهد بود. و اگر بندهای درهمی از مال خود را در این عزا خرج بنماید آن مقدار هفتاد برابر می شود و جایگاه او بهشت می گردد و گناهانش آمرزیده می شود. به عزت و جلالم قسم می خورم اگر مرد یا زنی در روز عاشورا یا روزی دیگر، از چشمانش اشک جاری سازد اگر چه آن اشک یک قطره باشد، برای او اجر صد شهید نوشته می شود.
مستدرک الوسائل ج10/ص 219
ای از ازل به ماتم تو در بسیط خاک گیسوی شام باز و ، گریبان صبح چاک
تا جسم چاک چاک تو عریان به روی دشت جان جهانیان همه زیبد به زیر خاک
ارواح ،شاید ار همه قالب تهی کنند تا رفت جان پاک تو از جسم تابناک
تخت زمین به جنبش اگر اوفتد ، چه بیم؟ رخش سپهراز حرکت ایستد، چه باک
هم، آه سفلیان به فلک خیزد از زمین هم ، اشک علویان به سمک ریزد از سماک
خون تو آمد است امان بخش خون خلق خون را به خون که گفته نشاید نمود پاک؟!
تن ها مقیم بارگهت ، قلبنا لدیک ! سرها نثار خاک رهت ، رُوحنا فداک !
گریه بر حضرت سیّد الشّهداء علیهالسلام اجر و ثواب ذبح و قربانی شدن در راه خداوند تبارک و تعالی
حدیث سی و هشتم: عن الفضل قال سمعتُ الرضا علیه السلام یقول : لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام أَنْ يَذْبَحَ مَكَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ الْكَبْشَ الَّذِي أَنْزَلَهُ عَلَيْهِ تَمَنَّى إِبْرَاهِيمُ أَنْ يَكُونَ قَدْ ذَبَحَ ابْنَهُ إِسْمَاعِيلَ بِيَدِهِ وَ أَنَّهُ لَمْ يُؤْمَرْ بِذَبْحِ الْكَبْشِ مَكَانَهُ لِيَرْجِعَ إِلَى قَلْبِهِ مَا يَرْجِعُ إِلَى قَلْبِ الْوَالِدِ الَّذِي يَذْبَحُ أَعَزَّ وُلْدِهِ عَلَيْهِ بِيَدِهِ فَيَسْتَحِقَّ بِذَلِكَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ: يَا إِبْرَاهِيمُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِي إِلَيْكَ فَقَالَ: يَا رَبِّ مَا خَلَقْتَ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَمْ نَفْسُكَ قَالَ: بَلْ هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ نَفْسِي قَالَ فَوَلَدُهُ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَمْ وَلَدُكَ قَالَ: بَلْ وَلَدُهُ قَالَ فَذَبْحُ وَلَدِهِ ظُلْماً عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِكَ أَوْ ذَبْحُ وَلَدِكَ بِيَدِكَ فِي طَاعَتِي قَالَ: يَا رَبِّ بَلْ ذَبْحُهُ عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِي قَالَ: يَا إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ طَائِفَةً تَزْعُمُ أَنَّهَا مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ سَتَقْتُلُ الْحُسَيْنَ ابْنَهُ مِنْ بَعْدِهِ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ يَسْتَوْجِبُونَ بِذَلِكَ سَخَطِي فَجَزِعَ إِبْرَاهِيمُ لِذَلِكَ وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ وَ أَقْبَلَ يَبْكِي فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ فَدَيْتُ جَزَعَكَ عَلَى ابْنِكَ إِسْمَاعِيلَ لَوْ ذَبَحْتَهُ بِيَدِكَ بِجَزَعِكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ قَتْلِهِ وَ أَوْجَبْتُ لَكَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ« فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ».
از فضل روایت شده که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام شنیدم که فرمودند: چون که خداوند عزّوجلّ فرمان داد به ابراهیم، که گوسفندی که بر تو فرستاده ام به جای پسرت اسماعیل ذبح کن، حضرت ابراهیم آرزو کرد، که ای کاش پسرم اسماعیل را، به دست خود ذبح می کردم و مأمور نمی شدم به جای او، آن گوسفند را ذبح کنم، تا اینکه آنچه خواستۀ قلبی او و پدرش بود- یعنی ذبح عزیزترین فرزندش- تحقق یابد و به واسطۀ آن، مستحقّ بالاترین درجات ثوابی که خداوند به اهل مصیبت میدهد، شود.
پس خداوند عزّوجلّ به سوی او وحی فرستاد: ای ابراهیم! در نزد تو محبوب ترین خلق من کیست؟ پس گفت: ای پروردگار من! خلقی نیافریدی که از حبیب تو محمد صلی الله علیه وآله نزد من محبوبتر باشد، پس خداوند به سوی او وحی فرمود: [ای ابراهیم!] آیا او را بیشتر دوست داری یا خودت را؟ گفت: بلکه او را از خودم بیشتر دوست دارم. فرمود: آیا پسر او را بیشتر دوست داری یا پسر خودت را؟ گفت: قطعاً پسر او را بیشتر دوست دارم، پس فرمود: ذبح شدن پسر او از روی ظلم و دشمنی بیشتر دل تو را به درد می آورد یا ذبح شدن پسرتو به دست خودت در طاعت و اطاعت من؟ عرض کرد: ای پروردگار من! قطعاً ذبح شدن او به دست دشمنانش بیشتر دل مرا به درد می آورد. پس فرمود: ای ابراهیم! به تحقیق، گروهی که ادعا می کنند، از امت محمد صلی الله علیه وآله می باشند، به زودی پسر او حسین را از روی ظلم و دشمنی می کشند و همچنان که گوسفند را ذبح میکنند او را ذبح میکنند، و به این جهت مستوجب خشم و غضب من میشوند. پس حضرت ابراهیم از شنیدن این وحی، دلش به درد آمد و بسیار بی تابی نمود، پس خداوند عزّوجلّ به او وحی فرمود: ای ابراهیم! من گریه و بی تابی تو بر حسین علیه السلام و شهادت او را به جای ذبح فرزندت قبول نمودم-به این معنا که بی تاب بر حسین همان فدا شدن و ذبح شدن در اطاعت خداست- و بالاترین درجات اهل ثواب را که بر تحمّل مصیبتها می دهم، بر تو واجب کردم. [در اینجا امام رضا علیه السلام فرمودند] :اینست مقصود کلام خداوند که فرمود: «وَ فَدیناهُ بِذِبحٍ عَظیمٍ: آن را به یک فدایی و ذبحی عظیم، فدا کردیم».
بحارالانوار/ج44/ص225
گریه و ناله و بی تابی امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف بر جد بزرگوارشان سیّدالشّهدا علیهالسلام
حدیث سی و نهم: فلئن أخَّرَتنِی الدُّهور وَ عاقَنی مِمَّن نَصَرکَ المَقدور وَ لَم أَکُن لِمَن حارَبَکَ مُحارِباً وَ لِمَن نَصَبَ لَکَ العَداوَۀََ مُناصِباً فلأندُبََّکَ صَباحاً وَ مَساءً و لأبکیَّنَّ لکَ بَدَلَ الدُّموعِ دَماً حَسرَۀً عَلَیک وَ تَأسُفاً عَلی ما دَهاک وَ تَلَهُفّاً حَتَّی أَموت بِلَوعَۀِ المُصاب و غُصبه الإکتیاب.
در زیارت ناحیۀ مقدسه، حضرت بقیۀ الله الاعظم عجّل الله تعالی فرجه الشّریف خطاب به جدّ بزرگوارشان می فرمایند: اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر حکیمانۀ خداوند، مرا از یاری تو بازداشت و به همراهتان نبودم، تا با حق ستیزانی که با تو سر جنگ و دشمنی داشتند، مقابله و پیکار کنم، اینک هر صبح و شام، برای تو ندبه و سوگواری می نمایم و در مصیبت جانسوزت از روی حسرت و تأسف و اندوه، به جای اشک، خون گریه می کنم تا آنجا که از این سختی بلا و مصیبت و غصۀ دشواربمیرم.
بحارالانوار/ج101/ص320
از داغ حسین فاطمه ،جان، مجنون پیغمبر و آل او از این غم، محزون
سرمشق من است گریه های مهدی آنجا که به جای اشک می گرید خون
دعای حضرت صادق علیهالسلام برای گریه کنندگان و عزاداران بر سیّدالشّهداء علیهالسلام
حدیث چهلم: اللَّهُمَّ إِنَّ أَعْدَاءَنَا عَابُوا عَلَيْهِمْ خُرُوجَهُمْ فَلَمْ يَنْهَهُمْ ذَلِكَ عَنِ النُّهُوضِ وَ الشُّخُوصِ إِلَيْنَا خِلَافاً عَلَيْهِمْ فَارْحَمْ تِلْكَ الْوُجُوهَ الَّتِي غَيَّرَتْهَا الشَّمْسُ وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْخُدُودَ الَّتِي تَقَلَّبُ عَلَى قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْأَعْيُنَ الَّتِي جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتِي جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا وَ ارْحَمْ تِلْكَ الصَّرْخَةَ الَّتِي كَانَتْ لَنَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ تِلْكَ الْأَنْفُسَ وَ تِلْكَ الْأَبْدَانَ حَتَّى تُرَوِّيَهُمْ مِنَ الْحَوْضِ يَوْمَ الْعَطَش [الأکبر].
امام صادق علیهالسلام در مناجات با حضرت حق جلّ و اعلی فرمودند: خداوندا ! دشمنانِ ما به واسطۀ خروج برمحبین ما آنها را مورد ملامت و سرزنش قرار میدهند. اما این دشمنیها، دوستان ما را از تمایل به ما و محبت نسبت به ما باز نداشته است و ثبات قدم آنها از روی مخالفت با مخالفین ما است، پس ای خدا آن صورتهایی که حرارت آفتاب آنها را در راه محبت ما تغییر داده، مورد ترحّم خود قرار بده و نیز صورتهایی را که روی قبر اباعبدالله الحسین علیهالسلام میگذارند و بر می دارند، مشمول لطف و رحمتت قرار بده و همچنین به چشمهایی که از باب ترحّم بر ما اشک ریخته اند، نظر عنایت فرما! و بر دلهایی که بر ما به جزع و بی تابی آمده و به خاطر ما سوخته است، ترحّم فرما! خداوندا ! به شیونها و صرخه هایی که به خاطر ما بلند است رحم کن![ صرخه: شیون و فریادی که جان انسان را برباید]. خداوندا ! من؛ این بدن ها و این جان ها را نزد تو امانت قرار می دهم، تا روز «عطش اکبر: روزی که همه تشنه اند» آنها را از حوض کوثر سیراب نمائی.
کامل الزیارات/ص379 /باب 40
و در آخر؛
سخن را با کلام نورانی حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام تمام می کنیم: ایشان فرمودند: اگر گریه کنندگانِ مصیبت امام حسین علیهالسلام می دانستند چه اجرهایی به آنها داده میشود، هر آینه آرزو می کردند که تا آخرین نفس در گریه و ناله بر آن قتیلِ مظلوم باشند.
بحارالانوار/ج44/ص283
چرا لباس عزا دوستان ، به بر نکنید؟ زناله عالم ایجاد را خبر نکنید؟
چرا دو دست برای حسین به سر نزنید؟ زگریه رخنه به بنیاد خشک و تر نکنید؟
بود بهای جنان روز حشر ،گوهر اشک برای چیست که تحصیل این گهر نکنید؟
شکسته شد پر وبال کبوتران حرم چرا چو جغد سر خود به زیر پر نکنید؟
فکنده شال عزا ،بوالبشر به گردن خویش چرا زداغ پسر ،یاری پدر نکنید ؟
برای حبّ وطن گر ز کربلا دورید ز دل چرا به سوی کربلا سفر نکنید؟
خلاصۀ کلام:
اگر به نهایت دقّت و تدبّر کامل بر روایات شریفه ای که ذکر شد، نظر شود، معلوم می گردد؛
عزاداری و گریه کردن بر آن واسطۀ مطلقِ عالم هستی، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام ، هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی، مطلق است و به هیچ حدّی محدود نمی گردد.
بنابراین اِقامۀ عزاء و بکاء(گریه کردن) و اِبکاء(گریاندن) و تباکی(به حالت گریه درآمدن) بر آن سلطان مظلوم، به هر طریق و هر نوع و در هر مکانی که باشد، مطلوب و مورد نظر شارع مقدّس است و در دنیا و آخرت، تنها منشأ اجر و ثوابِ بی حدّ می باشد و مقابله با این حقیقت، نهایت جهل و ظلم و موجب عقاب و عذاب ابدی می گردد.