7) ازآنها که از ذکر حق غافل هستند، اطاعت ننماييد.
«ولا تُطِع مَن اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتّبعَ هويه و کان أمره فُرُطا» کهف آيه 28
« هرگز از کسي که ما قلبش را از ذکر خود غافل ساختيم و او از هواي نفس خود پيروي کرد و از حدّ خويش تجاوز کرده است، اطاعت مکن»
روايات در تفسير اين آيه:
عن ابي عبد الله عليه السّلام : ما إجتمع في مجلس قومٍ لم يذکروا الله عزّوجل و لم يذکرونا إلّا کان ذلک المجلس حسرة عليهم يوم القيامة ثم قال: قالَ ابو جعفر عليه السّلام: إنَّ ذِکرنا مِن ذِکر الله و ذِکرُ عدوِّنا مِن ذِکر الشيطان.
امام صادق عليه السّلام مي فرمايند: آن مجلسي که در آن ذکر خدا و ذکر ما اهل بيت نشود باعث حسرت اهل آن مجلس در روز قيامت مي گردد. سپس فرمودند: امام باقر عليه السّلام فرمودند: ذکر ما اهل بيت، ذکر خداوند است و ذکر دشمن ما- آنکه از ذکر ما غافل شده است- ذکر شيطان است.
کافي ج 2 ص 496
2- قال اميرالمؤمنين عليه السّلام: لا طاعة لِمن عصي الله و انّما الطّاعةُ لله و لرسولِ و لولاة الامر
اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند: کسي که معصيت حق را مي کند- آنکه در ذکر ائمّه نيست و عصمت ندارد- نبايد اطاعت شود. بدرستيکه اطاعت فقط مخصوص خدا و پيغمبر اکرم و صاحبان امر –دوازده امام عليهم السلام- مي باشد.
وسائل الشيعه ج1 ص90 باب 29
8) شيطان باعث غفلت از ذکر الهي مي شود.
«إستحوَذَ عليهم الشّيطان فَأنسيهم ذِکرَ الله اولئکَ حِزبُ الشّيطان ألا إنَّ حِزبُ الشّيطان هُم الخاسرون» مجادله آيه 19
« و شيطان بر دلهاي آنان سخت احاطه کرده که ذکر خدا را به کلي از يادشان برده، آنها پيروان شيطانند و آگاه باشيد که قطعاً پيروان شيطان، زيان کارانِ دوعالمند.»
روايت در تفسير اين آيه:
در تفسير اين آيه شريفه خطبه اي است از سيد الشهداء عليه السّلام خطاب به اهل کوفه زماني که به طرف کربلا در حرکت بودند پس فرمودند:
همانا بهترين پروردگار، پروردگار ماست و بدترين بندگان، شما اهل کوفه هستيد آيا شما به بندگي خدا و ايمان به پيغمبر خدا اقرار کرديد و حال اينگونه در مقابل ذريّه و عترت پيغمبر عليهم السلام ايستاده ايد و اراده کشتن آنها را نموده ايد. به تحقيق شيطان شما را احاطه کرده است پس شما ذکر عظيم الهي- يعني سيد الشهداء عليه السلام- را فراموش کرديد پس واي بر شما ازآنچه اراده کرده ايد.
به درستيکه ما از خداييم و به سوي او باز مي گرديم و اينها – يعني غافلين از حقيقت ذکر،که سيد الشهداءعليه السلام است- قومي هستند که بعد از ايمان آوردن، کافر شده اند و چه عذاب سخت و دردناکي براي ظالمين است.
تفسير کنز الدقائق ج 13 ص146
9) اهل البيت عليهم السّلام ذکرُ الله و اهل ذکراند.
الف- ذکرُ الله اند
«انّ الصّلوة تنهي عن الفحشاء و المنکر ولذکرالله أکبر و الله يعلم ما تصنعون» عنکبوت 45
«بدرستيکه صلات از هر کار بسيار زشت و منکري بازدارنده است و بتحقيق ذکر خداوند بزرگتر است، و خداوند به آنچه شما انجام مي دهيد آگاه است.»
روايات در تفسير اين آيه:
1- قال الباقر عليه السلام:... فَالنّهي کلام و الفحشاء و المنکر رجالٌ و نحن ذِکر الله و نحن أکبر
امام باقر عليه السلام در مورد اين آيه مي فرمايند: نهي در اين آيه شريفه پيام و بيان صلات است و فحشا و منکر مرداني هستند[يعني دشمنان اهل بيت عليهم السلام] وما ذکر خداوند هستيم و ما اکبر و والاتر هستيم. برهان ج6 ص132 حديث3
2- قال الصادق عليه السلام: شيعتنا الرحماء بينهم الّذين إذا خلوا ذکروا الله إنَّ ذِکرِنا مِن ذِکرِ الله، إنّا إذا ذُکِرنا ذُکِر الله و إذا ذُکِر عدوّنا ذُکِر الشيطان
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: شيعيان ما که خصوصيتشان رحمت است، آن کساني هستند که وقتي در مقام خلوت و انس[يعني آن مقامي که هيچ توجهي به غير اهل البيت عليهم السلام ندارند] قرار مي گيرند، ذکر خداوند را مي گويند و بدرستيکه ذکر ما اهل البيت ذکر خدا است و[ بلکه] بتحقيق زماني که ما اهل البيت ذکر شويم خداوند ذکر شده است.و هنگامي که از دشمنان ما ياد شود، شيطان ياد شده است.
کافي ج2 ص149 حديث1
ب- اهل الذّکراند
« وما أرسلنا قبلک إلّا رجالاً نوحي إليهم فاسئلوا أهل الذِّکر إن کنتم لا تعلمون» انبيا آيه 7
« و ما قبل از تو کسي را نفرستاديم مگر مرداني را که بسوي آنها وحي کرديم: پس، از اهل ذکر سوال کنيد؛ اگر نمي دانيد.»
روايت در تفسير اين آيه:
1- قال الباقر عليه السلام:« آل محمّد عليهم السلام هم اهل الذکر»
امام باقرعليه السلام فرمودند: فقط آل محمّد عليهم السلام اهل ذکر هستند.
تفسير قمي ص384
10) شيعيان اهل بيت عليهم السلام قلوبشان از ذکر الهي مسرور و خاشع است.
«إنّما المؤمنون الّذين إذا ذُکر الله وَجِلَت قلوبهم و إذا تليت عليهم آياته زادتهم ايماناً و عَلي رَبِّهم يتوکّلون»
انفال آيه2
«تنها مؤمنين هستند، آن کساني که وقتي ذکر خداوند مي شود [از عظمت و جلال ذکرُ الله] قلبهايشان خاشع و شاداب مي گردد. و زماني که آيات الهي بر آنها تلاوت مي شود بر ايمانشان افزوده مي شود و آنها بر پروردگارشان توکل مي کنند.»
«و بشِّرالمخبتين. الّذين إذا ذُکر الله وَجِلَت قلوبهم و الصّابرين علي ما اصابهم و المقيمي الصلوة و مِمّا رزقناهم ينفقون» حج آيه 35
«و اي پيغمبر، بشارت بده خاشعان خالص را، يعني: آن کساني را که هرگاه ذکر خدا را بنمايند، دلهايشان شاداب و خاشع مي گردد و هر چه مصيبت ببينند بيشتر صبر مي کنند و اقامه کنندگان صلاتند و از آنچه روزيشان کرديم انفاق مي نمايند.»
روايات در تفسير اين آيه:
1- قال موسي بن جعفر عليه السلام: هذه الآيه نزلت فينا خاصّه
امام کاظم عليه السلام فرمودند: اين آيه فقط، مخصوص ما نازل شد.
برهان ج5ص293حديث1
2- قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلَّم: ما بال َ اقوامٌ من امتي إذا ذُکر عندهم إبراهيم و آل إبراهيم إستبشرت قلوبهم و تهلّلت وجوههم، و إذا ذُکرتُ و أهل بيتي إشمأزّت قلوبهم و کلِحَت وجوههم. و الّذي بعثني بالحقّ نبياً لو أنَّ رجلاً لقي الله بعملِ سبعين نبياً ثمَّ لم يأت بِولاية أُولي الأمر منّا أهل البيت ما قَبّّل الله منه صرفاً و لا عدلاً.
پيغمبر اکرم صلي الله عليه وآله و سلَّم فرمودند: ضرري متوجه من نيست، اگر گروههايي از امت من، وقتي از ابراهيم و آل ابراهيم نزدشان ياد مي شود، دلهايشان شاد و صورتهايشان باز مي شود، ولي وقتي ذکر و ياد من و اهل بيتم مي شود دلهايشان ملول و ناراحت و منقبض مي گردد و صورتهايشان از ناراحني و عصبانيت تغيير حالت مي يابد و زشت مي شود، قَسم به خداوندي که مرا بحق بر پيغمبري مبعوث نمود: اگر مردي خدا را در حإلي ملاقات کند که ظاهراًعمل هفتاد پيغمبر خدا را انجام داده باشد ولي به ولايت صاحبان امر که اهل بيت ما هستند، اقرار نکرده باشد، خداوند آن اعمال بدون ولايت را به تنهايي قبول نمي کند،و در عوضِ آن نيز خيري به او نمي رساند.
امالي شيخ مفيد ص115
3- قال الباقر عليه السلام: المؤمنون هم شيعة آل محمّد عليهم السلام.
امام باقر عليه السلام فرمودند: مومنون؛فقط شيعيان آل محمّد عليهم السلام هستند.
بحارالانوار ج23 ص363 حديث23
11) دشمنان اهل بيت عليهم السلام دلهايشان نسبت به ذکر خدا در قساوت و بغض است.
آيه اوّل:
«أفمن شرح الله صدره للاسلام فهو علي نورٍ من ربه فويلٌ للقاسيه قلوبهم من ذِکر الله اولئک في ضلالٍ مبين. الله نزّل أحسن الحديث کتاباً متشابهاً مثاني تقشعرُّمنه جلود الّذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم و قلوبهم إلي ذِکر الله ذلک هدي الله يهدي به مَن يشاء وَ مَن يضلل الله فَما لَه مِن هادٍ» زمرآيه 22و23
«آيا آن کسي که خداوند سينه اش را براي اسلام فراخ کرد و بر نور الهي قائم و استوار بود[با مردم کافري که دلشان تاريک است يکسان است؟ هرگز نيست] پس واي و صد واي بر آنان که از سنگ دلي و شقاوت، دلهايشان از ياد خدا غافل است. اينها در گمراهي آشکاري هستند. خداوند[براي هدايت] بهترين گفتار را به صورت کتابي که آيات آن در تناقض با هم نيست و مکرّر در ثنا و حمد خداوند و خاصّان الهي است؛ نازل کرد که از حلاوت اين آيات وجود کساني که نسبت به پروردگارشان خاشع و متواضع هستند به لرزه افتاد و در ظاهر [جسم] و باطن [قلبهايشان] نسبت به ذکرُالله نرم و ملايم هستند، اين است آن هدايتي که خداوند به آن، هر کس را بخواهد، هدايت مي کند. و کسي را که خداوند گمراه کند برايش هيچ هدايتي نيست.»
روايات در تفسير اين آيه:
1- قال الصادق عليه السلام: نزلت هذه الآيات في اميرالمؤمنين عليه السلام و ابوجهل
امام صادق عليه السلام فرمودند: اين آيات در مورد اميرالمؤمنين عليه السلام ( که باب العلم است) ودشمن او؛ پدرجهل لعنة الله عليه - يعني اول کسي که مقابل ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام ايستاد- نازل گرديده است. تفسير قمي ص547
2- قال الصادق عليه السلام: أوحي الله عزّوجل إلي موسي عليه السلام ، يا موسي لا تفرح بکثرة المال و لا تدع ذکري علي کل حالٍ فإنَّ کثرة المال تنسي الذنوب و إنَّ ترک ذکري يقسّي القلوب
امام صادق عليه السلام فرمودند: خداوند عزّوجل به حضرت موسي وحي فرمود: اي موسي، به زيادي مال و ثروت خود خوشحال مشو و در هر حإلي ذکر مرا فراموش نکن! پس بدرستيکه زيادي ثروت و مال، گناهان را به فراموشي مي سپارد و ترکِ ذکر من، قلبها را سخت مي کند و مي ميراند.
کافي ج2 ص497 حديث3
آيه دوم:
«و إذا ذُکِرَ الله وحدهُ إشمَأزّت قلوب الّذين لا يؤمنون بالآخرة و إذا ذُکِرَ الّذين مِن دونه إذا هم يستبشرون»
زمر آيه 45
« و هر زمان نزد مردمي که ايمان به آخرت ندارند، خدا را به يکتايي ياد کنند از ذکز حق، اظهار نفرت و ناراحتي مي کنند و هرگاه از غير خدا ياد شود، شاد مي شوند.»
روايات در تفسير اين آيه:
1- سئلت اباعبدالله عليه السلام عن قول الله عزّوجل «و إذا ذُکر الله ...» فقال: إذا ذُکر الله وحده بطاعةٍ مَن أمَرَ الله بطاعة من آل محمّد عليهم السلام إشمَأزّت قلوب الّذين لا يومنون بالآخرة و إذا ذُکر الّذين لم يأمرُ الله بطاعتهم إذا هم يستبشرون
از امام صادق عليه السلام راجع به اين آيه سوال شد، حضرت فرمودند: هرگاه که از يکتايي خدا در اطاعت از آل محمّد عليهم السلام که خداوند اطاعت آنها را واجب ساخته ذکر شود[يعني اطاعت آل محمّد عليهم السلام ذکر يکتايي خداوند است]، کساني که ايمان به آخرت ندارند، اظهارِ تنفر و دشمني مي کنند، و هر زمان ياد از آن کساني که خداوند به اطاعت آنها دستور نداده[که در روايتي بعد از همين روايت، مي فرمايند: مقصود از آنها؛ فلان و فلان يعني عمر و ابوبکر لعنة الله عليهما مي باشد]، شاد و مسرور مي شوند.
برهان ج6 ص544 حديث2
2- عن الصادق عليه السلام:إياکم و ذکر علي و فاطمة عليهما السلام فإنَّ الناس ليس شيءٌ أبغض إليهم مِن ذکر علي و فاطمة سلام الله عليهما و آلهما
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: بر شما باد به ذکرِ دائمي حضرت اميرالمؤمنين و حضرت فاطمة الزهرا عليهما السلام، بخاطر اينکه هيچ چيزي نزد مردم عادي، نفرت انگيزتر از ذکر حضرت اميرالمؤمنين و حضرت فاطمة الزهرا عليهما السلام نيست.
کافي ج8 ص159
12) ذکرُ الله که ذکر اهل بيت عليهم السلام است، برترين عبادات است
«إنّي أنا الله لا إله إلّا أنا فأعبدني و أقم الصّلوة لذکري» طه آيه 14
«بدرستيکه منم آن خداي يکتا و يگانه که هيچ خدايي جز من نيست، پس مرا عبادت کنيد و صلات [و تمام عبادات] را براي ذکرمن بپا داريد»
«ولذِکرُ الله أکبر» عنکبوت آيه 45
«و بتحقيق ذکرُ الله برتر است »
روايات در تفسير اين آيات:
1- قال اميرالمؤمنين عليه السلام: إستديموا الذکر فإنّه ينير القلب و هو أفضلُ العبادة
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند: بر ذکر مداومت داشته باشيد[ يعني بسيار ذکر بگوييد] بدرستيکه ذکر قلب را نوراني مي کند و برترين عبادت ذکر است. غررالحکم ص135
2- قال اميرالمؤمنين عليه السلام: أفضل العبادة سهر العيون بذکر الله سبحانه
اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند: برترين عبادتها بيداري سحرگاه است در حالّتي که به ذکر خداوند سبحان مشغول باشيد. غررالحکم ص193
3- قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلَّم:ذِکرُ عليٍّ عبادة
حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلَّم مي فرمايند: ذکر اميرالمؤمنين عليه السلام عبادت است. وسائل الشيعه ج16 ص348 ح9 باب23
4- قال رسول الله صلي الله عليه وآله: ذکر الله عزّوجل عبادة و ذکري عبادة و ذکر علي عبادة و ذکر ائمّة من ولده عبادة
حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله مي فرمايند: ذکر خداوند عزّوجل و ذکر من و ذکر اميرالمؤمنين عليه السلام و ذکر امامان از نسل او عبادت است. مستدرک سفينه البحار ج3 ص36
کلام آخر
چند نکته اي را که مي توان از اين آيات و روايات شريف وباعظمت نتيجه گرفت و توشۀ دنيا وآخرت خود قرار داد به صورت خلاصه اشاره مي شود
اول:آن«ذکرُ الله »که موجب شادابي و حيات قلب و توجه و تقربِ عبادتي به خداوند تبارک و تعالي نفس نفيس حضرت امير المؤمنين و اهل بيت عليهم السّلام مي باشد که [ نحن ذکرُ الله]
دوم: چنين فهميده مي شود، آن «ذکرُ الله »که حضور الله است، به همان سلطه وفراگيري و احاطۀ مطلقه اي که براي الله هست - که أحاط بکلّ شيء علماً- در احاطه و فراگيري و سلطه مطلقه است، بنا براين ذکرُ الله که اهل بيت عليهم السّلام هستند، محدود به حد و تعيني نيست که فرمود: « ليس له حدٌّ ينتهي اليه»
سوم: با توجه به مطلب ارائه شده، ذکر اهل بيت عليهم السّلام- که «ذکرُ الله »است- موجب شادابي و حيات قلب و توجه و تقرب عبادتي به الله است، بلکه اصلاً ذکر الهي و تقرب به اوچه در تکوين و چه در تشريع - اثباتاً و ثبوتاً- محقق نمي شود مگر به ذکر اهل بيت عليهم السّلام و تقرب به آنها که فرمودند:«انّا إذا ذُکِرنا ذُکِر الله»
چهارم: عبادت، که آن تقرّب عابد است به معبود، جز به «ذکرُ الله »محقق نمي شودکه فرمودند : «ذکرُ الله أفضل العبادة» به همين جهت:«ذکرُ الله »واظهار محبّت به«ذکرُ الله »-که اهل بيت عليهم السّلام هستند از تمام عبادات برتر است.
بنابراين امام صادق عليه السلام ميفرمايند: «إنّ فوق کلّ عبادةٍ عبادةٌ و حبّنا اهل البيت أفضل العبادة »
به درستي که فوق هر عبادتي، عبادتي است ولي محبّت به ما اهل بيت برترين عبادات است.
بحار الانوار ج 27 ص 91 حديث 48
و يا در روايت ديگر که از امام باقر عليه السّلام در مورد برترين چيزي که بندگان بواسطۀ آن مي توانند به خداوند تقرب جويند، سؤال شد و حضرت پاسخ دادند:
« أفصل ما يتقرّب بالعباد الي الله عزّوجلّ طاعةُ الله و طاعة رسوله و طاعة أولي الأمر ثمّ قال حبّنا ايمان و بغضنا کفر»
برترين چيزي که بندگان بايد به وسيله آن، به خداوند عزّوجلّ تقرب پيدا کنند؛ اطاعت از خدا و پيغمبرِ او و صاحبان ولايت [ يعني دوازده امام از نسل رسول الله صلي الله عليه وآله وسلّم ] مي باشد سپس ادامه دادند: به درستي که محبّت به ما ايمان است و کينه و دشمني به ما کفر است.
ينابيع الحکمة ج2ص406 حديث 32
پس، از آنجايي که ذکرُ الله جز به ذکر اهل بيت عليهم السّلام تحقق نميابد و نيز در روايت است که «علامة حبّ الله، حبّ ذکره» يعني اظهار دوستي به ذکر خدا، علامت دوست داشتن خداست، بنابر اين ذکر اهل بيت و اظهار محبت به ذکر آنها عبادت است، بلکه از تمام عبادات برتر است و لذا فرمود: « و ذکر الأئمّة من ولده عبادة»
پنجم: دانستيم ذکر اهل بيت عليهم السّلام محدود به حد ومرزي نيست، بلکه هر چيزي به هر نحوي و در هر مکان و زماني منسوب به اهل بيت عليهم السّلام بوده باشد و باعث شود ذکر آنها گردد همچون مجالسِ فضائل و مناقب و مصائب آن حضرات و يا هر چيز ديگري که انسان را متوجه آن حضرات مي سازد-که بيرون از شمارش است-،ذکر اهل بيت عليهم السّلام مي باشدکه همان«ذکرُ الله »است.
و از اينجاست که حضرت کلام ُ الله النّاطق جعفرٍ الصّادق عليه السّلام به فُضَيل فرمودند:
«يا فضيل مَن ذَکرنا أو ذُکرنا عندهُ فخرج عن عينيه مثل جناح الذُباب غفر الله له ذُنوبَه و لوکانت أکثر مِن زَبَد البحر»
اي فُضَيل! کسي که ما اهل بيت را ذکرکند (به فضائل يا مناقب يا مصائب) و يا نزد او مناقب و مصائب ويا هر چيز ديگري که منسوب به ما باشد، ذکر شود و در آن حال از شدّت شوق و يا از شدّت مصيبت وحزن، چشمانش به اندازۀ يک بال مگس اشک بريزد [که اين نشانۀ توجّه قلبي اوست]، خداوند تمام گناهان او را مي آمرزد اگرچه به اندازۀکف درياها باشد.
وسائل ج12 ص20 ح1 باب 10
اللهمّ صلّ علي فاطمة الزهراء الصدّيقة الشّهيدة المظلومة المحرومة المجهولة قدرها والمخفية قبرها وإلعَن مَن ظلمها وغصب حقّها وهتک حجابها وهجم بيتها وأحرق بابها وإنکسرضلعها ولطم خدّها وضربها حتّي أسقطت جنينها ألّذي سمّي الرّسول محسناً