بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله الذي أکمل دينه بولاية عليِّ بن أبي طالب وأتمم نعمته بمحبّته ورضي بالإسلام ديناً بالبرائة من أعدائه وأقام العدل بظهور ولاية ولده ألّذي يملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما مُلِئت ظلماً وجوراً وصلّي الله علي مَن بلّغ رسالته محمّدٍ صلي الله عليه وآله وسلَّم و علي أهل بيته الطّيبين الطّاهرين الّذين أرکاناً لتوحيده وخُزّاناً لعلمه ولعنة الله علي مَن أنکر ولايته وجحد نعمته وکذّب دينه ولم يقرّ بنبوّة نبيه وأشرک بخلافة حجته ولم ينتظر عدله بقيام الحجّة.
آنچه در اين مجال اندک به نظر خوانندگان محترم مي رسد، پژوهش بسيار مختصر و در عين حال بسيار با ارزش در مورد اهميت ذکر خداوند در آيينۀ آيات شريفۀ قرآن و روايات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مي باشد.
در اين آيات و روايات، بي حدّي و برتري ذکر خدا از تمام عبادات و اينکه ذکر خداوند چيزي غير از ذکر اهل بيت عليهم السّلام نيست، تصريح شده است و بيان گرديده که ذکر فضائل و مناقب و مصائب آن حضرات در مجالس و محافل مدح و شادي و مصيبت آنها و يا هر مکان ديگرکه منسوب به آنها باشد؛ حيات طيبه ، امنيت جان و دل و وسيلۀ تقرّب به حضرت باري تعالي مي باشد.
به اميد اينکه اين اندک عرض ادب و ارادت مورد قبول و رضايت حضرت صدّيقة کبري، انسيّۀ حورا، ناموس با عظمت باري تعالي، عصارۀ وجود خاتم الأنبياء، يکتا کفو و همتاي بي همتاي حضرت شاه اولياء، أمّ الائمّة النّقباء النّجباء ، سيّدة الأرض و السّماء، شفيعۀ عظماي قيامت کبري يعني حضرت فاطمۀ زهرا «عليها صلواة الله و سلامه و سلام و صلواة الانبياء و المرسلين» قرار گيرد، خوانندگان محترم را به دقّت و تفکّر و تعمّق بيشتر در مورد مسئلۀ معرفت به حضرات اهل بيت عليهم السّلام و خصوص اين بحث دعوت مي نماييم. به ويژه دراين زمان حسّاس که تمام دنياي ظلم وکفر به جنگ اعتقادات حقّۀ الهي – که همان مسئلۀ ولايت و محبّت و معرفت اهل بيت عليهم السّلام مي باشد- بر آمده است.
من از مفصّل اين نکته مُجملي گفتم تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مُجمل
اللهم العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمّد و آل محمّد و آخر تابعٍ له علي ذلک اللّهمّ العن الإصابة التّي جاهدت الحسين و شايعت و بايعت و تابعت علي قتله اللّهمّ العنهم جميعا
الّلهمّ عجّل لوليّک الفرج والعافية والنّصر وإحفظه مِن شرّ باغٍ وطاغٍ و مِن شرّ جميع خلقک وإجعلنا من أنصاره وأعوانه وشيعته والمطيعين لأمره والمنتظرين لظهوره والمستشهدين بين يديه
«يا خير الذّاکرين»
1) فراگيري ذکر خدا
«فأين تذهَبون إن هُو الّا ذِکر للعالَمين لمن شاء منکم أن يستقيم» تکوير آيه 28-26
اين آيات خطاب به مشرکين است که مي فرمايد: « به کجا فرار مي کنيد و حال آنکه آنچه از آن فرار مي کنيد ذکري است براي همۀ عوالم. براي هر کس از شما که مي خواهد به راه مستقيم باشد.»
روايت در تفسير اين آيه:
قال الصادق عليه السّلام: أين تذهبون في عليٍّ يعني ولايته، أين تفرّون منها
‹الّا هو ذکر للعالمين‹ لمن أخذ علي ولايته قلت قوله تعالي لمن شاء منکم أن يستقيم قال: في طاعة عليٍّ و الأئمَّة مِن بعده
امام صادق عليه السّلام مي فرمايند: مراد از « فأين تذهبون» اين است که از ولايت امير المؤمنين عليه السّلام به کجا فرار مي کنيد. و مقصود از ذکر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است که از تمام عوالم بر آن عهد و پيمان گرفته شده است و هر کس بخواهد بر اين راه مستقيم باشد بايد در اطاعت امير المؤمنين و ائمّه عليهم السّلام باشد.
تفسير برهان ج 8 ص 26 حديث 8
2) نبودن در ذکر موجب قرين بودن با شيطان است.
«وَمَن يعشُ عَن ذِکرِالرَّحمن نقيض له شيطاناً فَهُوَ له قرين» زخرف آيه 36
« هر کس از ذکر خداوند رحمان روي برگرداند شيطان را بر او مسلّط مي کنيم تا همنشين او گردد.
روايت در تفسير اين آيه:
قال امير المؤمنين عليه السّلام:« من تصدي بالاثم أعشي عن ذکر الله و من ترک الأخذ عمَّن امر الله بطاعته قُيضَ له شيطان فهو له قرين»
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مي فرمايند: کسي که به گناه و معصيت روي کند، از ذکرُ الله روي برمي گرداند و کسي که تمسّک از کسي که خداوند تبارک و تعالي امر به اطاعت از او نموده را ترک کند، پس شيطان بر او مسلّط مي شود و همنشين او مي گردد.
3) بي حدّي ذکر خدا
«يا ايها الّذين آمنوا اذکروا الله ذکراً کثيراً و سبّحوه بکرةً وَ اصيلاً» احزاب آيه 41
« اي کساني که ايمان آورده ايد بسيار در ذکر خداوند بوده باشيد و دائم صبح و شام او را تسبيح کنيد »
روايات در تفسير اين آيه:
1- امام صادق عليه السّلام مي فرمايند: هيچ چيزي در عالم نيست مگر اينکه براي آن حد و مرزي وجود دارد که به آن حد، منتهي مي شود به غير از ذکر که براي آن حد و مرزي نيست که به آن منتهي و تمام مي گردد و خداوند تبارک و تعالي فرائض را واجب نموده است پس کسي که آن فرائض را ادا کند پس به اداکردنش تمام مي شود که اين ادا کردن، حدّ آن عمل واجب مي باشد. مانند ماه رمضان که وقتي کسي روزه گرفت ديگر روزه از او ساقط مي گردد و اين محدود بودن روزه است و يا حج که بعد از ادا حج ديگر بر گردن او چيزي نيست جز ذکر که خداوند تبارک و تعالي از کم بودن در ذکر رضايت ندارد پس براي ذکر حدي که به آن تمام شود قرار نداده است و بعد حضرت اين آيه را تلاوت کرده و فرمودند: خداوند تبارک و تعالي براي ذکر حد و مرزي که به آن منتهي و تمام شود قرار نداده است.
الکافي ج 2 ص361 ح
2- امام صادق عليه السّلام مي فرمايند:«شيعتنا اذا خلوا ذکروا الله کثيراً»
شيعيان ما هستند که وقتي در آن مقام انس و خلوت يعني فراغت از غير حق قرار مي گيرند در ذکرِ کثيرِ خداوند هستند.
الکافي ج 2 ص 362 ح 2
[اطلاق «کثيراً» کيفي و کمي است به اين معنا که در هر حالي و هر تعداد و مقداري و هر صورتي در ذکر الهي بوده باشيم.]
3- عن زرارة عن ابي عبدالله عليه السّلام قال: تسبيح فاطمة الزهرا سلام الله عليها من الذّکر الکثير الذي قال الله عزّوجل «اذکروا الله ذکراً کثيراً ».
امام صادق عليه السّلام مي فرمايند: مقصود از ذکر کثير که خداوند تبارک و تعالي در اين آيه مي فرمايد تسبيحات حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد.
الکافي ج 2 ص362 ح 4
4) روي برگرداندن از ذکر خداوند موجب زندگي سخت و کوري در صحراي محشر مي گردد.
«ومَن أعرض عن ذکري فانّ له معيشةً ضَنکاً و نحشره يوم القيامية أعمي قال ربّ لِم حشرتني أعمي و قد کنتُ بصيراً قال کذلک أتتک آياتُنا فنسيتها وکذلک اليوم تُنسي وکذلک نجزي مَن أسرفَ و لم يؤمن بِآيات ربّه و لعذاب الآخرة أشدُّ و أبقي» طه آيات127-124
« و هر کس از ذکر من روي بر گرداند همانا براي او زندگي سختي است و روز قيامت او را کور محشور مي کنيم و اگر بگويد پروردگارا:براي چه مرا کور محشور نمودي، در حالي که من [در دنيا] بينا بودم؟ خداوند به او پاسخ مي دهد آري چون آيات ما براي هدايت تو آمد و تو همه آنها را فراموش نمودي و از آنها غافل گشتي امروز هم تو فراموش کرده شده اي و اين چنين ما هر کس که ظلم و نا فرماني نمايد و به آيات پروردگارش ايمان نياورد، مجازات سخت مي کنيم و به تحقيق عذاب آخرتش سخت تر و پاينده تر خواهد بود.»
روايت در تفسير اين آيه:
امام صادق عليه السّلام در مورد اين آيات مي فرمايند: مقصود خداوند از ذکر او که از آن روي بر مي گردانند، ولايت اميرالمؤمنين عليه السّلام مي باشد و مراد از اينکه مي فرمايد: او را روز قيامت کور محشور مي کنيم، اين است که کورترين چشم ها در قيامت، غافلترين قلب ها از ولايت امير المؤمنين عليه السلام در دنيا مي باشد و چنين شخصي در روز قيامت سرگردان است و مراد از"آياتنا"، ائمّه عليهم السّلام مي باشند و مقصود از اينکه مي فرمايد: تو آيات را فراموش کردي امروز هم تو فراموش کرده مي شوي اين است که همانگونه که ائمه را ترک کردي و اطاعت امر آنها را ننمودي وکلامشان را گوش جان نسپردي امروز تو در آتش رها مي شوي و منظور از آيۀ آخر اين است که کسي که غير از امير المؤمنين عليه السّلام را شريک آن حضرت قرار دهد و ايمان به آيات پروردگار يعني ائمّه عليهم السلام نياورد و از روي کينه و دشمني، ائمّه عليهم السلام را ترک کند و از دستورات آنها پيروي ننمايد و در اظهار دوستي و اقرار به ولايت آنها نباشد، عذاب آخرتش بسيار سخت و ابدي است.
تفسير برهان ج 5 ص194
5) بايد در هر حالي در ذکر خدا باشيم.
«يا أيها الّذين آمنوا إذا نودي للصّلوة مِن يوم الجُمعة فَاسعَوا إلي ذِکرالله وَ ذَروُا البَيع ذلکُم خَير لَکم إن کنتم تَعلمُون» جمعه آيه 9
«اي کساني که ايمان آورده ايد، هر گاه شما را براي صلات روز جمعه مي خوانيم بلا فاصله به سوي ذکر خدا بشتابيد و کسب و تجارت را رها کنيد که اگر دانا باشيد ذکر خداوند براي شما بهتر است.»
روايات در تفسير آيه:
1- جابر جعفي از امام باقر عليه السلام نقل مي کند: که حضرت به او فرمودند: اين آيه به اين صورت نازل شده است «يا أيها الّذين آمنوا إذا نودي للصلوة مِن يوم الجُمعة فامضوا إلي ذِکر الله» که عبارت آخر يعني« به سوي ذکر خدا روي کنيد» بعد حضرت فرمودند: اي جابر آيا مي داني چرا جمعه را جمعه ناميده اند؟ جابر عرض کرد: فداي شما گردم مرا آگاه کنيد، حضرت فرمودند: آيا مي خواهي تو را بر تأويل اعظم و بزرگي که براي اين آيه است آگاه کنم؟ عرضه داشت: بله فداي شما شوم. پس حضرت فرمودند: خداوند روز جمعه را جمعه ناميد، به خاطر اينکه خداوند عزّ وجل در اين روز اوّلين وآخرين يعني تمام مخلوقات از جن و انس و آسمان و زمين و درياها و بهشت و جهنم و هر چه بر عهد و ميثاقش خلق کرد را جمع نمود و سپس از آنها عهد گرفت؛ بر خدايي خود و نبوت پيغمبر و ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام،و در اين روز خداوند تبارک و تعإلي به آسمانها و زمين فرمود:"اي آسمان ها و زمين ها همه به سوي خدا [واطاعت فرمان او] يا به شوق و رغبت و يا کراهت بشتابيد" و آنها عرضه داشتند که ما با کمال شوق و رغبت به سوي تو مي شتابيم.
پس خداوند تبارک و تعإلي اين روز را جمعه ناميد، بخاطر اينکه در اين روز، اوّلين و آخرين را جمع نمود و سپس خدا فرمود: (اي کساني که ايمان آورده ايد هرگاه شما را براي صلات جمعه فرا مي خوانيم)، که حضرت درباره ي اين آيه فرمودند: مقصود يعني در همين روزي که در آن جمع شده ايد.ومقصود از "صلاة" اميرالمؤمنين عليه السلام است به اين معنا که وقتي شما را به صلات فرا مي خوانند،بايد تسليم ولايت مطلقۀ اميرالمؤمنين عليه السلام باشيد و بعد از آن حضرت فرمودند: اين ولايت، همان ولايت کبري است.
پس در اين روز، تمام پيغمبران ورسولان و تمام ملائکه و تمام آنچه خداوند خلق کرده و تمام جن و انس وآسمان و زمين وتمام مؤمنين،به امرخداوند در حالت اقرار به ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام مي آيند، سپس فرمودند: آنجا که خداوند ميفرمايد: به سوي ذکر خدا روي کنيد مقصود از "ذکرُ الله" ذکرِ حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است، و مقصود از رها کردن و کنار گذاشتن تجارت، اظهار برائت از اوّلي [اولين غاصب خلافت و جانشيني پيغمبراکرم صلّي الله عليه وآله] مي باشد و "ذلکم خيٌرلکم" يعني اين تسليم و بيعت نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام و ولايت آن حضرت براي شما از بيعت با اوّلي لعنة الله عليه و زير بار او رفتن بهتر است، اگر شما دانا هستيد.
برهان ج8 ص 12 حديث9
2- امام صادق عليه السلام مي فرمايند: بدرستي که ذکر خداوند در هر حالي نيکو است، پس از ذکر خدا غافل نشويد.
کافي ج2 ص497 حديث6
3- عن ابي جعفر عليه السلام قال: مکتوب في التورات الّتي لم تغيّر أنّ موسي سأل ربه فقال الهي إنّه يأتي عَلَي مجالس و أعزّک و أجلّک ان أذکرک فيها فقال: يا موسي أنَّ ذکري حسن علي کل حال
امام باقرعليه السلام مي فرمايند: در کتاب توراتي که تحريف نشده و تغييرنکرده است، نوشته شده که حضرت موسي عليه السلام از خداوند تبارک و تعالي سوال کرد؟ پروردگار من، بدرستيکه براي من مجالسي هست که تو بزرگتر و با عظمت تر از اين هستي که تو در آن مجالس، ذکر شوي. پس خداوند فرمود اي موسي اينگونه نيست، به تحقيق که ذکر من در هر حالي نيکوست.
کافي ج2 ص497 حديث8
4- قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلَّم: زيّنوا مجالسکم بذِکر علي بن ابيطالب عليه السلام.
حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله و سلَّم فرمودند: مجالس خود را به ذکر اميرالمؤمنين عليه السّلام زينت دهيد.
مستدرک ج12 ص393 حديث4
6) قلوب مؤمنين به ذکر خداوند آرام مي گيرد.
«الّذين آمنوا و تطمئنَّ قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئنُّ القلوب» رعد آيه 28
« کساني که ايمان آورده اند دل هايشان را به ذکر خدا آرامش بخشيده اند آگاه باشيد که تنها به ذکر خدا قلوب آرام مي گيرد.»
روايات در تفسير اين آيه:
1- قال ابي عبدالله عليه السّلام لقوله «الّذين آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذکر الله» قال: الّذين آمنوا الشيعة، و ذکر الله اميرالمؤمنين و الأئمّة عليهم السّلام
امام صادق عليه السلام راجع به اين آيه شريفه مي فرمايند مقصود از کساني که ايمان آوردند، شيعيان هستند و مراد از ذکرُ الله ،حضرت امير المؤمنين و اهل بيت عليهم السّلام است.
تفسير قمي ص 299 حديث 316
2- قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلّم لقوله تعالي: أتدري يابن أم سُلَيم مَن هُم؟ قلت مَن هُم يا رسول الله؟ قال نحن اهل البيت و شيعتنا.
پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم به پسرامِّ سُلَيم فرمودند:آيا ميداني ذکرُ الله و کساني که ايمان آوردند چه کساني هستند؟مقصود ما اهل بيت و شيعيان ما هستيم.
تفسير برهان ج 4 ص 274 حديث 3
3- قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلّم:أحيي الله الموتي بدعاء عيسي والقلب الميت يحيي بذکر علي
پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلّم فرمودند: خدا مردگان را،به دعاي عیسی زنده کرد،اما به ذکرأمیرالمؤمنین علیه السلام قلب و جان مرده زنده می شود.
بحارالأنوار ج 39 ص 73