تذکر: خواهشمند است حتما قسمت های قبل مطالعه شود
در قسمت قبل سیری در کتاب الامامه والسیاسه داشتیم به نظر شما خوانندهاي كه مطالب مندرج در كتاب الامامه و السياسه را تا انتهاي سير سوم مطالعه كرده و صحت آنها را پذيرفته است هنگام ملاحظه مطالبي حاكي از خودداري حضرت امير صلوات الله علیه از انجام بيعت با ابوبكر (مطالعه سير چهارم و پنجم) به چه نتيجهاي ميرسد؟
آيا حضرت علي صلوات الله علیه را در تخلف از انجام بيعت با ابوبكر محق ميداند يا ايشان را به مخالفت با خليفه رسول خدا و جماعت مسلمين متهم و محكم مينمايد؟!
آيا چنين خواننده اي حضرت علي صلوات الله علیه را همچون سعد بن عباده مستحق سرزنش نمي انگارد؟و رفتارهاي آن دو را در يك راستا ارزيابي نميكند؟
بديهي است كه اگر وي مباني پيريزي شده در كتاب الامامه و السياسه را باو ركرده و به دلالت آنها معتقد شده باشد اولا:
امیر المومنین صلوات الله علیه را در استنكافش از پذيرش خلافت ابوبكر مورد مذمت قرار ميدهد!
ثانياً:
به ابوبكر به عنوان خليفه رسول خدا اين حق را ميدهد كه در مقابل مخالفتهاي امیر المومنین صلوات الله علیه به تندي موضعگيري نموده و به زور از امیر المومنین صلوات الله علیه مطالبه بيعت نمايد!
ثالثا:
عمر را به واسطه رشادتش ميستايد!
به عبارت ديگر مولف كتاب پس از ترتيب دادن فضايي حاكي از حقانيت خلافت ابوبكر از ماجراي مطالبه بيعت از حضرت امیر المومنین صلوات الله علیه و تهديد عمر مبني بر سوزاندن خانه حضرت زهرا سلام الله علیها سخن به ميان ميآورد.
او در اين ماجرا از حضرت امیر المومنین صلوات الله علیه چهره يك متخلف را به نمايش ميگذارد كه از انجام بيعت با خليفه رسول خدا و پذيرش آن استنكاف مينمايد!
لذا خليفه مسلمين اين اجازه و حق را دارد كه با وي برخورد كرده و براي وادار ساختن او به انجام بيعت خانهاش را به سوزندان تهديد كند!
در نهايت نيز به گونهاي از رفتار ابوبكر ياد ميكند كه بر نرمش و بزرگواري او در برخورد با مخالفان حكومتش دلالت دارد!
بنابراين هر سني زادهاي كه در فضاي كتاب غوطه ور شود از مشاهده حادثه تهديد عمر به احراق بيت حضرت زهرا سلام الله علیها به هيچ نتيجهاي جز مذمت و نكوهش حضرت امیر المومنین صلوات الله علیه آن هم به دليل امتناع از انجام بيعت با ابوبكر دست نمي يابد! و اين همان انگيزهاي است كه مولف كتاب الامامه و السياسه را به ثبت تهديد عمر به احراق واداشته است ( مولف كتاب ماجراي استنصارهاي شبانه و عيادت ابوبكر و عمر از حضرت زهرا عليه السلام را نيز با همين انگيزه پليد نقل مينمايد.)
ساير مورخين سني كه ماجراي تهديد به احراق را در همين فضا نقل نمودهاند عبارتاند از:
1-بلاذري (متوفاي 279)
2-طبري (متوفاي 310)
3-ابن عبد ربه (متوفاي 328)
4-ابوالفداء (متوفاي 732)
انشاالله در قسمت آینده به پرسش زیر پاسخ خواهیم داد
چرا مولف كتاب الامامه و السياسه از آتش زدن درب خانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سخني به ميان نمي آورد؟