جهت بررسي دلالت سند تاريخي مندرج در كتاب ابن قتيبه كه از تهديد عمر مبني بر سوزاندن خانه فاطمه صلوات الله علیها سخن به ميان ميآورد نخست بايد با افكار و عقايد مذهبي ابن قتيبه آشنا شويم و پس از آن به تحليل اين مدرك تاريخي مهم بپردازيم.
آشنايي با عقايد مذهبي ابن قتيبه دينوري
در تحليل انديشههاي مذهبي ابن قتيبه توجه به نكات ذيل بسيار راهگشا ميباشد:
نكته يكم:
حنبليان او را ستودهاند: ( دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج4، ص452، به نقل از ,216)
نكته دوم
وي شاگرد ابن راهويه و سخت تحت تاثير عقايد او بود ( دائره المعارف بزرگ اسلامي ، ج4، ص452، به نقل از اسحاق موسي حسيني در كتاب ابن قتيبه (ترجمه هاشم ياغي)، ص25-26 و ص 32.)
نكته سوم
درباره ابن راهويه متوفاي 238 ميخوانيم:
در بغداد در اجتماع محدثان نامداري مانند احمد بن حنبل، شركت ميكرد ... خطيب او را از اقران احمد بن حنبل دانسته ... (دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج3، ص450، به نقل از خطيب بغدادي، متوفاي 464 در كتاب تاريخ بغداد ج6، ص346-347 و ص 351.)
وي همچون احمد بن حنبل متمايل به معاني حديث و پيرو سلف بود (دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج3، ص450، به نقل از ابن عبد البر متوفاي 463، در كتاب الانتقاء ص 108.)
او در واقع توانست در قرن سوم هجري اصولي را به عنوان عقايد اهل سنت پي ريزي كرده و به ترويج آنها بپردازد.
فرازهايي از عقايد اهل حديث بدين شرح ميباشد
(ر.ك: الابانه في اصول الديانه تاليف: ابوالحسن اشعري، متوفاي 324) ص18-19 التنبيه و الرد (تاليف ابوالحسن ملطي، متوفاي 377) ص 14-15
لازم به يادآوري است كه:
الف-ابن تيميه حراني متوفاي 728 بار ديگر مكتب فكري احمد بن حنبل را در قرن هفتم و هشتم هجري احيا نمود.
او همچنين با نگارش كتاب منهاج السنه روح انكار فضائل اهل بيت صلوات الله علیهم را نيز پرورش دارد.
ب-محمدبن عبدالوهاب نجدي متوفاي 1206 با احياء افكار ابن تيميه فرقه وهابيت (سلفيگري) را بنيان نهاد )
فرازهايي از عقايد اهل حديث بدين شرح ميباشد
1-عقيده صريح و بيپروا به تجسيم و تشبيه خداوند!
2-تقديرگرايي به مفهوم جبري آن!
3-فضيلت خلفاي چهارگانه به ترتيب به خلافت رسيدن آنها!
4-عدالت همه صحابه!
5-وجوب اطاعت از سلطان جائر!
دستيابي به شخصيت مذهبي ابن قتيبه
از دقت و تامل در نكات فوق مي توان دريافت كه ابن قتيبه به واسطه استادش ابن راهويه به شدت تحت تاثير عقايد اهل حديث بوده است به گونهآي كه تعصب مذهبي او غيرقابل انكار است.
ذهبي، متوفاي 748 و ابن حجر عشقلاني متوفاي 852 از قول دار قطني، متوفاي 385 درباره ابن قتيبه مينويسند:
كان ابن قتيبه يميل الي التشبيه منحرف عن العتره. (ميزان الاعتدال ،ج2، ص 503، لسان الميزان ج3، 357-358.)
ابن قتيبه به تشبيه گرايش داشت و از اهل بيت .[صلوات الله علیهم] منحرف بود.
ابن حجر عسقلاني متوفاي 852 درباره ابن قتيبه مينويسد:
والذي يظهر لي ان مراد السلفي بالمذهب النصب فان في ابن قتيبه انحرافا عن اهل البيت (لسان الميزان، ج3، ص359.)
نظر من اين است كه منظور سلفي متوفاي 573 از سخنش مبني بر اين كه اختلاف حاكم نيشابوري با ابن قتيبه در خصوص مذهب بوده است ناصبي بودن ابن قتيبه مي باشد زيرا ابن قتيبه از اهل بيت .[صلوات الله علیهم] انحراف دارد ولي حاكم نيشابوري چنين انحرافي ندارد
جمعبندي
روح ناصبيگري و انحراف ابن قتيبه از اهل بيت صلوات الله علیهم مورد تاييد بزرگان اهل سنت و شخصيتهاي برجستهاي همچون ذهبي و ابن حجر عسقلاني مي باشد.
با توجه به شناختي كه از گرايش فكري ابن قتيبه به دست آورديم نميتوان باور كرد كه او به قصد طرفداري از اهل بيت صلوات الله علیهم به ثبت سندي حاكي از تهديد عمر به احراق مبادرت ورزيده است . لذا بايد خود را از اين انديشه خام رها ساخت و براي نقل اين سند توسط او انگيزه ديگري را جستجو نمود
در بخش بعدي به كشف اين انگيزه خواهيم پرداخت