کسانی که می خواهند عزاداری سیدالشهداء را با منطق و دلیل و برهان خود تطبیق دهند از این موضوع غافلند که اصلاً قیام امام حسین علیه السلام و حرکت امام حسین علیه السلام را از مدینه به طرف مکه و از مکه به طرف کربلا اگر بخواهیم با عقل و منطق و برهانی که آنها می گویند تطبیق دهیم به هیچ وجه قابل تطبیق نیست. از زمان حرکت، امام حسین علیه السلام به مسئله شهادتشان در کربلا كاملاً واقف بودند و ميدانستند كه در كجا و چه زماني و به دست چه كسي كشته خواهند شد با كدام منطق و برهان سازگار است كه شخص بداند راهي كه در آن قدمي ميگذارد راهي جز كشته شدن نيست. در همين آغاز حركت جداي از علم الهي كه امام حسين عليه السلام به اين امور دارند خيلي نقلها هم شده است كه افراد مختلف امام حسين علیه السلام را از اين سفر منع ميكردند.
محمد حنيفه برادر امام حسين عليه السلام به ايشان عرض كرد يا اباعبدالله ما از كوفيان پيمان شكني زياد ديدهايم به عهد و پيمان كوفيان هيچ اعتباري نيست اگر ميخواهيد برويد به يمن برويد چرا كه شيعيان و پيروان وفادار پدرمان اميرالمؤمنين صلوات الله علیه در يمن هستند. اين كلام، كلام عقل و منطق من و شما و امثال ماست كه ظاهر كار را ميبينيم.
ما كه از اصل و ريشه به شاخ و برگها آن هم توهمي و خيالي چسبيدهايم اما مولاي ما امام حسين عليه السلام در جواب اين حرف ميفرمايد:
«جدم رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودهاند به سوي عراق حركت كن كه مشيت حق بر اين است كه تو را كشته ببيند پس آيا كشته شدن ضرر نيست در ادامه همين صحبت محمد حنيفه به امام عرض ميكند كه شما به طرف عراق ميرويد و ميدانيد كه در اين راه كشته ميشويد پس لااقل زن و بچه خود را همراه نبريد.(لهوف ص126) چرا كه با هر عقل و منطقي هم كه بسنجيد در راهي كه كشته شدن انتهاي آن است و شخص ميداند كه كشته ميشود بردن اهل و عيال خود در بين اين همه دشمن در يك بيابان خشك صحیح نیست. اما باز هم اين منطق اين عقل اين برهان و دليل، عقل و منطق ناقص ماست. اما او امام است او حجت خداست ملاك تشخيص براي امام ملاک تشخیص من و شما نیست ملاک برای امام علیه السلام خود امام است كه از عقل و فهم ما خارج است پس كشته شدن به اسارت رفتن زن و فرزند آن هم با آن وضع فجيع كه در وقايع روز عاشورا و بعد از آن تا كوفه و شام كراراً گفته شده است و همه شنيدهايم كه اگر ما بخواهيم برايش حساب باز كنيم و در موردش حرف بزنيم ضرر است و با هيچ عقل و منطقي هم سازگاري ندارد. امام حسين علیه السلام فقط خدا را ميبيند و در راه رسيدن به اين معشوق از تمام هست و نيست خود ميگذرد تا جايي كه ظهر روز عاشورا طفل شش ماهه خود حضرت علي اصغر علیه السلام را روي دست ميگيرد خون گلوي او را به آسمان ميپاشد و بعضي مقاتل نوشتهاند بعد از اين كه حضرت علي اصغر علیه السلام كشته ميشود گوشه عباي خود را ميتكاند و ميفرمايد: ( قريب به اين مضمون) كه خدايا شاهد باش هر چه كه بود در راه تو دادم.
پس اگر بخواهيم حساب نفع و ضرر را بكنيم امام حسين عليه السلام از ما و از همهي كساني كه ادعاي عقل و منطق ميكنند به اين طور حساب كردن اولي ترند. پس عزاداري سيد الشهدا نه تنها ضرر نيست بلكه براي عزادار عين نفع است و كسي كه در اين راه دم از ضرر ميزند فقط به دنياي خود چسبيده است و فقط ماديات را ميبيند.
کسانی که اهل تحقيق و تعمق در مسئلهي عزاداري امام حسين علیه السلام بودهاند از احاديث و روايات هم به اينجا رسيدهاند كه در مسئله عزاداري امام حسين علیه السلام حد و مرزي وجود ندارد. در جايي كه امام زمان عليه السلام ميفرمايند يا جداه شبانه روز براي شما گريه ميكنم و به جاي اشك چشم در عزاي شما خون گريه ميكنم (زیارت ناحیه مقدسه ) در جايي كه امام رضا عليه السلام چنان گريه كردند كه از پلكهاي ايشان خون جاري شد (امالی صدوق ص119 ) آيا جاي انصاف است كه ما براي عزاداري امام حسين علیه السلام حد و مرز قائل شويم؟ و يا در بعضي جاها كار را به آنجا برسانيم كه امام حسين علیه السلام را تا اين حد پائين بياوريم وبگوييم :مگر براي عزاي پدرت به سینه می زنی كه براي امام حسين علیه السلام هم سینه می زنی و عزاداري امام حسين علیه السلام را تا اين حد پائين بياوريم كه آن را وهن و خرافه در اذهان مردم جلوه دهيم.