در دین مقدس اسلام دو دسته احکام وجود دارد
مسائل اصلیه ، مسائل فرعیه ، مسائل اعتقادیه و عملیه
مسائل اصلیه که اصول آنکه عبارت است از توحید - نبوت معاد- عدل و امامت مسائل فرعیه که عبارت است از - نماز– روزه- خمس - زکات- حج - جهاد - امربه معروف - نهی ازمنکر- تولی و تبری
در مسائل اصلیه که همان اصول دین است انسان باید با عقیده و از روی تحقیق برایش یقین حاصل شود . دراین مسائل تقلید جایز نیست یعنی مسلمان نمی تواند بگویدچون فلان مجتهد یا مرجع تقلید یا پدرم یا مادرم می گوید خدایکی است من هم می گویم خدا یکی است اگر در این موضوع ( اصول دین) ملاک بر تقلید باشد بعید نیست که اگر روزی بگویند امامان معصوم بعداز پیامبر مثلا هفت نفرند عده ای چشم و گوش بسته به دنبال کسانی که این عقیده را ترویج می کنند بروند. همانگونه که در زمان امام موسی کاظم علیه السلام عده ای همین عقیده را ترویج کردندو بعد از امام کاظم علیه السلام امامت آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام را قبول نکردند و گمراه شدند. چراکه از روی تحقیق وتفکردر مسئله امامت و توجه به آیات قرآن و کلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که این مسئله را به طور روشن برای مردم واضح کرده بودنددنبال شناخت امام نرفتندو چشم و گوش بسته دنبال کسانی را گرفتند که از روی هوا و هوس و امیال دنیوی خود فقط دنیای خودشان را در نظرگرفتند. پس بنابراین در اصول دین تقلید جایز نیست واین پنج اصل از احکام تحقیقی می باشد و بر همین مبنا هر موضوعی که راسامربوط به این پنج اصل باشدجزء اصول دین است و در آن تقلید جایز نیست.
مسئله عزاداری سید الشهداعلیه السلام هم مربوط به اصل امامت است مضافاً بر این که عزاداری سید الشهدا آمیخته با گوشت و پوست شیعیان آمیخته شده (رجوع کنید به احادیث در باب عزاداری) و هر کس به اندازه شناخت و عشق و محبتی که از عزای امام حسین علیه السلام دارد برای آن امام غریب عزاداری می کند. ودر این راه به چیز دیگری فکر نمی کند. همانگونه که درمقام عشق، عاشق به جایی می رسدکه از هیچ گونه آزار، اذیت ، ملامت و سرزنش ملامت کنندگان باکی ندارد. وفقط محبوب خود را می بیند و در فکر رسیدن به معشوق است . تمام سختیهاو ناملایمات را تحمل می کند از جان و مال و هست و نیست خود می گذارد تا این که به وصال معشوق برسد. در جائی که عشق مجازی است و گاها در عشقهای مجازی وقتی به وصال معشوق رسیدی این انتهای کار است.
اما عشق به خدا وآل الله عشق حقیقی است ودر عشق حقیقی رسیدن به معشوق و محبوب انتها ندارد. برای همین است که عاشق امام حسین علیه السلام از سروجان و مال و اولاد و پدرومادر وهست ونیست خود می گذردو فقط او را می بیند تا آنجایی که از همه چیز خود می گذرد و در دریای محبت فانی می شود در ظاهر دنیایی نیست و نابود شده است اما در اصل این طور نیست بلکه با پیوستن به دریا قطره ای از دریا شده است قطره ای که دیگراز این دریای لامتناهی قابل انفکاک نیست پس در این مقام فنا شدن به معنای ضرر نیست.
کسی که در این مقام فنا می شود ضرر نکرده است اصلاً ضرر برای او معنی ندارد برای همین است که وقتی صحبت از عزای امام حسین می شود سر از پا نمی شناسد به اندازه معرفتی که نسبت به مقام عزای سیدالشهدا دارد برای او عزاداری می کند. سیاه می پوشد، گریه می کند، بر سر و سینه می زند، سفره اطعام پهن می کند و اطعام می دهد به چه دلیلی به عشق امام حسین علیه السلام او عزادار است. عاشق واله و شیدای امام حسین علیه السلام است
عشق با هیچ منطق و دلیل و برهانی که در نظر دیگران است سرسازگاری ندارد و خود منطقی و دلیل و برهانی والاتر از آنچه دیگران درک کنند دارد.
( احادیث و روایات در این زمینه در مباحث آینده)