مصیبت امام حسین علیه السلام عظیم ترین مصیبتی است که به اهل آسمانها و زمین رسیده است که باز هم در مورد این رابطه بیشتر خواهیم گفت
اگر چنانچه ما مصیبت امام حسین علیه السلام را نمی فهمیم ، اگر متوجه این مصیبت عظمی نمی شویم بخاطر این است که از حقیقت آسمانی و حقیقت زمینی بهره ائی نبرده ایم. ما خود را در یک محدوده ی خاصی مشغول کرده ایم. مانند کرم ابریشم که برای خود پیله ای می سازد و دور خود می تند بجز این پیله ی تنیده شده اطرافمان که عبارت است از امیال نفسانی و هوا و هوسهای حیوانی، بخل و حسد و کنیه و تعدی و تجاوز کردن به دیگران هیچ چیز را نمی بینیم و نمی فهمیم و خود را از حقایق خلقت دور نگه داشته ایم که اگر به اندازه یک سر سوزن از حقایق جهان هستی بر ایمان روشن شود در همان یک سرسوزن اتصال است به امام حسین علیه علیه السلام
از این جهت که وجود مقدس امام حسین علیه السلام حالت مصیبت دارد و این مصیبت هم مصیبتی است که در زیارت عاشورا عنوان شده است:( ما اعظمها و اعظم رزیتها فی الاسلام و فی جمیع السماوات و الارض )
یعنی در هر جائی که انگشت بگذاری مصیبت امام حسین علیه السلام را می بینی و در می یابی که مصیبت امام حسین علیه السلام از آن بالاتر است و اگر کسی درک کند که مصیبت امام حسین علیه السلام چقدر عظیم و بزرگ است اگر همه ی وجودش را در این عزاداری فدا بکند نتوانسته است حق این مصیبت را ادا کند.
و لذا در همین زیارت عاشورا به این کلام می رسیم که می فرماید «بابی انت و امی» یا ابا عبدالله پدر و مادرم فدای شما ای امام حسین علیه السلام
یک معنا، همین پدر و مادر ظاهری هستند که به وسیله ی آنها به وجود آمده ایم ولی بالاتر از این هستی ماست هر چیزی که هست ما باشد به منزله ی پدر و مادر است . وباز بالاتر از این آنچه از هستی خود ما برایمان بیشتر ارزش دارد پدر ومادر است می گوییم من فدا شوم ولی پدر ومادرم باشند .اینجا بی حدی عزاداری مشخص می گردد0
اگر ما بفهمیم در عالم معرفت و امامت در عالم ولایت حقایقی وجود دارد که بالاتر از فهم ماست اگر عالمان و دانشمندان ما به این حقیقت پی ببرند و بفهمند که در قضیه ی امام حسین علیه السلام ما هر چه بیشتر برویم نه تنها به آخر و پایان و حدی نمی رسیم بلکه بیشتر در این دریای نامتناهی غرق شده و واله و حیران و سرگردان می شویم و هر چه بیشتر برویم امام حسین علیه السلام از آن بالاتر است آنوقت شاید در مورد عزاداری سیدالشهدا علیه السلام با دید بازتری جوانب را نگاه می کنند. آنوقت می فهمیدیم که هر جا که عقل ناقص ما در مورد عزاداری امام حسین علیه السلام به جایی نرسید در آن مورد اظهارنظر نکنیم اگر ما مقام عزای حسینی را نمی فهمیم دلیل کمی و کوچکی این مقام نیست دلیل ناقصی عقل ماست دلیل این است که ما باید بیشتر در این باره تحقیق و بررسی کنیم و بیشتر کسب معرفت بنمائیم.
فانی شدن از خود و باقی ماندن در امام حسین علیه السلام یعنی مانند قطره ای که خود را در مقابل دریا می بینند در ظاهر وقتی این قطره به دریا می افتد نابود می شود، نیست می گردد، دیگر وجود ندارد اما در حقیقت اینطور نیست بلکه وقتی از خود فانی شد و به دریا پیوست دیگر قطره نیست و دریاست چون به دریا پیوسته است و این دریا همان مقام شامخ سیدالشهداء است.
قطره ی در مقابل این دریا ماهستیم که اگر خود را در این دریای بی کران بیندازیم در ظاهر فانی شده ایم اما در اصل باقی هستیم به بقای سیدالشهدا که او باقیست به بقای حق جل جلاله.
حالا به اینجا رسیدیم که مصیبت امام حسین علیه السلام اعظم همه ی مصائب است. هر مصیبتی که در عالم وجود دارد حقیقت آن مصیبت سیدالشهداء علیه السلام است. حضرت امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام به ریان ابن شبیب فرمودند:
یابن شبیب «ان کنت باکیاً لشیءٍ فابک للحسین علیه السلام» (عیون اخبار الرضا علیه السلام ج1 ص234 – امالی صدوق ص 112 ،113- وسائل الشیعه ج14 ص503 –بحار ج101 ص102 ، 103 - مسند امام رضا علیه السلام ج2 ص27 )(ای فرزند شبیب برای هر چه گریه می کنی برای حسین گریه کن.) یعنی هیچ چیزی در عالم ارزش گریه ندارد تنها چیزی که باید برای آن گریه کرد عزای سیدالشهداست. یک موضوع، عزاداری دارد و آن عزای امام حسین علیه السلام است ملاک و میزان عزاداری برای امام حسین خود امام علیه السلام است و حد معرفتی که عزادار نسبت به امام حسین علیه السلام دارد هر چه قدر مقدار معرفت شخص نسبت به امام حسین علیه السلام بیشتر باشد میزان عزاداری او بیشتر می شود و در همین جاست که امام صادق علیه السلام می فرماید قریب به این مضمون که اگر شیعیان ما عظمت مصیبت ما را می فهمیدند از فرط غصه جان می دادند و ما نمی گذاریم که مصائب ما برای شیعیان ما روشن شود.
پس در عزاداری برای امام حسین علیه السلام ملاک و معیار و میزانی وجود ندارد ملاک خود امام حسین علیه السلام حتی دین مبین اسلام هم بر ملاک ولایت ائمه اطهار علیهم السلام هویت و هستی پیدا می کند و بیرون از دایره ولایت دین اسلام هیچ هویتی ندارد دین اسلام یعنی ولایت اهل بیت علیهم السلام که کلهم نور واحد در همین زیارت مقدسه عاشورا می خوانیم که یا حسین مصیبت شما مصیبتی است که کمر اسلام را شکسته است یعنی با مصیبت شما دین اسلام مصیبت زده شده است پس این مصیبت دین را هم تحت الشعاع قرار می دهد و از آن بالاتر است