برای آنکه به مقام وعظمت سیدالشهداء پی ببریم اینگونه آغاز می کنیم
در دعای ندبه خطاب وقتی می خواهیم امام زمان علیه السلام را صدا بزنیم یکی از جملاتی که به کار می بریم این است: «این السبب المتصل بین الارض و السماء» کجاست آن سبب و رابطه اتصال بین زمین و آسمان.
چرا امام علیه السلام رابطه اتصال بین زمین و آسمان است؟
آیا اتصال بین دو هویت مخصوصاً دو هویتی که مقابل هم قرار گرفته امکان پذیر است؟
تمام عوالم از عالم واجب الوجود گرفته تا پایین ترین و پست ترین مراتب ممکن الوجود از اعلی ترین مراتب الوهیت و خدائی تا نازلترین مراتب امکانی و مخلوقی از این دو حال خارج نیست یا هویتش هویت بالائی و رفعت و جلالت است. یا هویت پائینی و رزالت و پستی هر موجودی از این عوالم یا از حقیقت علوی و عظمت رفعت بالائی برخوردار است یا از پستی عالم پایین. حالا شما خدمت امام زمان امام علیه السلام عرض می کنی «این السبب المتصل بین الارض و السماء» امام زمان علیه السلام از این دو هویت بیرون است یعنی هویتش نه هویت جلالت و رفعت بالائیست که پایینی نباشد و نه هویت منزل پائینی است که بالائی نباشد امام زمان علیه السلام امام است برای اهل زمین و اهل آسمان برای همین جهت اگر پائینی بود در مقابل بالائی بودن نمی توانست امام بالائی ها باشد و اگر بالائی بود در مقابل پائینی بودن نمی توانست امام پائینی ها باشد امام زمان علیه السلام امام بالا و پایین است، امام پستی و بلندی است امام آسمان و زمین است، امام دنیا و آخرت است امام زمان محدود به حدی نیست نه حد بالائی دارد و نه حد پائینی امام حقیقتی است که هم بالا بودن بالا استوار به این اوست و هم پایین بودن پایین.
اگر عوالم بالا و آسمانها بخواهند عوالم بالا باشند روحش امام است اگر زمین هم بخواهد زمین باشد و عالم پائین عالم پایین باشد روحش امام است و از این جهت است در نماز هم می گویی یا حی و یا قیوم مظهر مطلق حی قیوم امام علیه السلام است امام حیّ است و زنده است به زنده بودن حیّ قیوم.
فکر می کنیم این که می گویند مثلاً امام زمان 1174 سال از عمر شریفشان گذشته، برای خود استدلال می کنیم که فلانی هم هزار سال عمر کرده ، فلان پامبر هم چند صد سال عمر کرده ، پس امام زمان علیه السلام هم می تواند 1174 سال عمر کند و باز هم عمر کند اما اینگونه استدلال کردن استدلال کردن کسی است که معرفت نورانی نسبت به امام ندارد. برای امام شریک و مثل و مانند قرار داده است حتی اگر امام را با پیامبران گذشته هم مقایسه کرده باشد مقام عظمای امامت را پایین آورده است چرا که آن پیامبری هم که هزار سال عمر کرده باشد به زنده بودن همین امام که زنده بودنش زنده بودن حی قیوم است زندگی کرده است اگر زندگی امام از سنخ زندگی آسمانی بود آن هم تمام شدنی بود، آسمانیها زندگی مخصوص خودشان را دارند و زمینیها زندگی خودشان را که کاملاً با هم متفاوت است نه آسمانیها به غذای زمینها می توانند بقاء داشته باشند نه زمینیها به غذای آسمانیها.امام نه محدود است به حیات زمینی و نه محدود است به حیات آسمانی و لذا در حیات آسمانی، آسمانی زندگی می کند و در حیات زمینی، زمینی بدون اینکه حیات آسمانیش مانع حیات زمینی اش باشد و حیات زمینی اش مانع حیات آسمانی، و لذا برای همین جهت امام یگانه روزگار خویش است که امام رضا در طی حدیث مفصلی که یک جمله آن این است می فرماید «الامام واحد دهره»(کافی ج1 ص201) امام یگانه روزگار خویش است به همین جهت است که تعدد در امام معنا ندارد نصب و خلع در امام معنا ندارد به همین جهت است که وقتی امام غایب باشد کسی نمی تواند جای او بنشیند .
در قسمت دیگری از دعای ندبه می خوانیم «الی متی احارفیک یا مولای» تا کی واله و سرگردان تو باشیم ای آقای من اگر کسی می توانست جانشین امام باشد سرگردانی و حیرانی معنا نداشت لازم نبود کسی حیران و سرگردان باشد. وقتی امام غایب باشد یک شخص دیگری جای او می نشیند و مردم را از سرگردانی بیرون می آورد. پس چرا می گوییم واله و سرگردانیم چون امام نظیر و مانند ندارد. پس بنابراین امام سبب اتصال بین آسمان و زمین است اگر بالا باشد رئیس بالائیها است و اگر پایین باشد امام و رئیس پائینیهاست که هم بالاست و هم پایین است. اینجاست که عقل حیران عظمت امام علیه السلام است