صفحه اصلی اخبار شیعه نورانیت معرفت القائم طنین ولایت امور کاربران
 
حقیقت عبادت چیست؟

السلام علیک یا ابا عبدالله
چرا زیارت عاشورا با این همه عظمت که از ساحت قدس ربوبی و خدای متعال نازل شده است امام حسین را ابا عبدالله خطاب می کند؟
امام حسین کیست؟ مقام عبودیت چیست؟
آیا عبد مخلوقی است مثل ما؟ آیا هویت بندگی و عبودیت آن چیزی است که ما حساب می کنیم؟ یا اینکه مقام عبودیت و بندگی ورای این صحبت هاست؟
در مورد کلمه عبد بایستی دقت بسیار داشت و باید توجه کنیم که به چه کسی می توان عبد گفت: بنده واقعی خدا چه کسی است و اصلاً مقام عبودیت و بندگی یعنی چه؟
آیا عبادت و بندگی روزه گرفتن و نماز خواندن است؟ در جواب به این روایت شریفه استناد می شود که می فرماید «لیست العباده بکثره الصلوه و الصیام» عبادت به زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن نیست.
با اینکه نماز عبادت خداست، روزه عبادت خداست. ما نماز و روزه را بجا می آوریم برای تقرب به حضرت حق جل جلاله چرا که اگر نماز و روزه و اعمال دیگری که انسان بجا می آورد قربه الی الله نباشد این اعمال باطل است.
در عبادت خداوند متعال یکی از مهمترین ارکان عبادت نیّت است و آن هم نیّت قربه الی الله و این نیّت باید با ما همراه باشد یعنی اینکه از ابتدای بسم الله الرحمن الرحیم تا پایان السلام علیکم و رحمه الله و برکاته باید این نیت در نزد شخص نمازگزار حاضر باشد.
پس در نماز هر ذکری هر عملی هر حرکتی بایستی قربه الی الله باشد و اینطور نیست که وقتی به نماز ایستادی در ابتدای نماز نیت کنی نماز می خوانم قربه الی الله (الله اکبر) و دیگر در نماز این قربه الی الله در نظر نباشد و از اجزاء و اذکار نماز جدا باشد و توجهی به آن نشود. پس اگر نیت تقرب به درگاه الهی در جزء جزء هر عبادتی اعم از نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد و غیره مدنظر باشد این عبادت معنای واقعی عبادت را دارد و اگر حتی یک جزء این عبادت از نیت قربه الی الله خالی باشد این عبادت باطل است. حال به اینجا می رسیم که اگر با این شرایطی که گفته شد شخص هر چقدر بیشتر نماز بخواند بیشتر عبادت کرده است هر چقدر بیشتر روزه بگیرد بیشتر عبادت کرده است پس چگونه بین این حرف و اینکه امام علیه السلام می فرمایند عبادت به زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن نیست جمع می شود پس عبادت چیست؟ جواب را امام علیه السلام بسیار زیبا بیان فرموده اند که جای تعمق و تفکر بسیار است که انشاء الله به آن می پردازیم و آن این است که می فرمایند: «بل العباده التفکر فی امرالله عبادت تفکر در امر الهی است». (کافی ج2 ص45 ،55  - بحار ج3 ص261)
تفکر یعنی چه؟ امر الهی چیست؟
در قرآن مجید می فرماید: «یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی) (اسراء 85 )
ای پیامبر مردم از شما سوال می کنند که روح چیست بگو روح از امر پروردگار من است.
در اینجا نکته ای حائز اهمیت است و آن این که بعضی این آیه شریفه را اینطور تفسیر کرده اند که حتی بعضی از موضوعات را پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم نسبت به آن بی اطلاع بوده و خداوند به او امر کرده است که در چنین مواردی صریحاً بگو که من نسبت به این موضوع آگاهی ندارم و این از امر پروردگار است در حالی که این تفسیر به رای بوده و هیچ گاه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم نسبت به هیچ موضوعی بی اطلاع و نبوده اند، بلکه وجود نازنین پیامبر «صلی الله علیه و آله» ولایت کامل نسبت به تمام امور همه عوالم دارند و علم پیامبر همان علم الهی می باشد بدون هیچ کم و کاستی که اگر اینچنین نباشد و علم پیامبر و امام علم الهی نباشد یک چنین پیامبر و امامی شایسته هدایت بشر نیستند و بلکه برعکس موجب ضلالت و گمراهی انسان ها می شوند کما اینکه کسانی که خلافت را از امیرالمومنین علیه السلام غصب کردند نه تنها نتوانستند باعث هدایت جامعه اسلامی شوند بلکه تمام کسانی که دنباله رو آنها شدند شقی و بدبخت گشتند
اما روح چیست؟
انسان تشکیل شده است از دو جزء مهم و اصلی که یکی جسم است و دوم که مهمترین جزء انسان می باشد روح انسان است.
آنچه که انسان را از سایر موجودات متمایز کرده است انسانیت انسان می باشد.
انسان نیازمند به غذا و خوراک است تا زنده بماند این امر در همه موجودات زنده عالم وجود دارد و هر موجود زنده ایی برای زنده بودن نیاز به غذا دارد. انسان برای آسایش و راحتی خود نیاز به سرپناه و مأمنی دارد که در آن زندگی کند این امر برای سایر موجودات زنده و حیوانات هم هر کدام به نوعی وجود دارد در مقطعی از عمر خود، این انسان نیاز به جفتی دارد و به این وسیله به تولید مثل و ازدیاد نسل بپردازد این مسئله در حیوانات هم وجود دارد و هر کدام به نوعی تولید مثل می کنند و بسیاری دیگر از شباهتها که این انسان با سایر موجودات عالم دارد اما چیزی که انسان را از حیوانات متمایز می کند انسانیت اوست چرا که:
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
به حقیقت آدمی باش و گرنه مرغ باشد که همی سخن بگوید به زبان آدمیت
این انسانیت در روح انسان است در روحی که پیر نمی شود کمی و زیادی خاکی در این روح وجود ندارد از بین نمی رود.
اما پیامبر صلی الله علیه و آله که تجلی و ظهور علم است علم مطلق است و گفتیم که علم او بدون هیچ کم و کاستی همان علم مطلق الهی است چگونه پاسخ می دهد به سوال کنندگان در مورد روح.
قرآن مجید زیبا می فرماید: ای پیامبر بگو روح از امر پروردگار من است.
یعنی این روح را متصل می کند به خدای متعال از عالم امر که فوق عالم خلق است. این آن اقیانوس مواجی است که همه ی عقلها را مبهوت کرده است.
دلا غافل ز یزدانی چه حاصل   اسیر نفس شیطانی چه حاصل
براستی چقدر به انسانیت خود فکر کرده ایم. چقدر گشتیم تا انسانیت خود را پیدا کنیم؟ چقدر تلاش کردیم تا روح پژمرده خود را احیاء کنیم؟ ما به همه چیز در این دنیای خاکی می پردازیم و برای آن حساب باز می کنیم اما آیا برای انسانیت خود نیز چنین کاری کرده ایم.
روزها فکر من این است و همه شب سخنم   که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود    به کجا می روم آخر ننمائی وطنم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
اما برگردیم به ادامه ی سخن در مورد این حدیث شریف که در ابتدای مبحث عنوان گردید «لیست العباده بکثره الصلوه و الصیام بل العباده التفکر فی امرالله» (السرائر ابن ادریس ص568 – اصول کافی ج2 ص 45،55 – بحار ج3 ص261 )
پس عبادت تفکر در امر الهی است یعنی خودت را در حقیقت اتصال خود به پروردگارت از مسیر عالم امر الهی پیدا کن اگر پیدا کردی این قدم اول عبادت است و عرفان حقیقت عبادت است چرا که فرموده اند «من عرف نفسه فقد عرفه ربّه»
پس عبادت اتصال به حق است و اتصال به حق میسر نیست مگر با اتصال به پیامبر «صلی الله علیه و آله» و ائمه معصومین «صلوات الله علیهم اجمعین»
وقتی به این انوار الهی متصل شدی به حق متعال جل و اعلی متصل می شوی.
وقتی به این انوار الهی متصل شدی عبادت تو مورد قبول درگاه احدیت است. به نماز می ایستی از وقتی «الله اکبر» می گویی خود را در حضور می بینی چرا که متصل به آن دریای نامتناهی ربوبی شده ائی. خود را در محضر مولا می بینی و از همه علائق این دنیای فانی جدا می کنی و روی تمام مادیات با می گذاری و در این اتصال است که درهای رحمت الهی برویت باز می شود تا جایی که آرام آرام قلب انسان را به دست می گیرند و اینجاست که امام صادق علیه السلام می فرماید «اگر خواستی شیعیان ما را بشناسی نام جدم حسین را پیشش ببر» اشک از چشمانت جاری می شود. دلت می شکند از خود بی خود می شوی چرا چون خود را در محضر مولا می بینی این یک نعمت ویژه است که به شیعیان امیرالمومنین علیه السلام داده اند و دیگران از این نعمت بی بهره اند این شور حسینی است این حضور حسینی است. این شیعیان با هر خوبی و بدی و پستی و بلندی روزگار را طی می کنند اما اولین وقت احتیاج واقعی آنان هنگامی است که چشم از این دارفانی می بندند و به دیار باقی می شتابند آنوقت معلوم می شود که اتصال به امیرالمومنین و اولاد معصومینش صلوه الله علیهم اجمعین چیست.
پس حقیقت عبادت یعنی امیرالمومنین، یعنی سیدالشهداء یعنی یک به یک ائمه معصومین علیهم صلوات الله علیهم»
و هر چه قدر در مقام معرفت و شناخت ائمه علیهم السلام بالاتر بروی در مقام عبودیت و بندگی بالاتر رفته ای.
اما در مقام عظمت و رفعت و جلالت امام حسین (علیه السلام) همین بس که خداوند متعال امام حسین علیه السلام را با زیارت عاشورا زیارت کرده است و این به چه معنائیست انشاءا... در ادامه بحث به آن خواهیم پرداخت که آن مقام وحدت و یگانگی است در این مقام امام حسین علیه السلام خون خداست ثارالله است و من و شما هم برای آنکه نمازمان عظمت پیدا کند پیشانیمان را روی خاکی می گذاریم که خون خدا روی آن ریخته است یعنی روی تربت کربلای امام حسین علیه السلام.




* نام:
ايميل:
* نظر:
 
 

اکنون:       تاکنون:

در جهت ترویج فرهنگ غنی شیعه سایت تخصصی شیعیان هیچ گونه محدودیتی را نسبت به برداشت مطالب و تصاویر برای هیچ کس ندارد.
بهترین حالت نمایش 1024 در 768 پیکسل می باشد  ---- info@shia-web.com
 
 

All right reserved for ITPooya